مقالات دانش اموزی

یادم هست که خدا یادم هست

آدمي و محيط زيست:

آدمي و محيط زيست:

 

انسان از گذشته هاي دور تمام نيازهاي خود را از طبيعت تامين كرده است و از جهات گوناگون بر محيط طبيعي خود اثر گذاشته است، با افزايش جمعيت كره زمين آدمي محيط هاي طبيعي را از بين مي برد و محيط هاي مصنوعي مانند شهرها را جايگزين مي كند.

با افزايش جمعيت ميزان تقاضا براي مصرف منابع طبيعي زيادتر مي شود اين منابع به دو دسته تقسيم مي شود.

 

 

منابع تجديد شدني:

 منابعي هستند كه به طور عمده از جانداران بدست مي آيند، سرعت توليد اين منابع زياد است و متناسب با مصرف توليد مي شوند. مثل پشم، پنبه...

 

منابع تجديد نشدني:

 منابعي هستند كه چرخه توليد آنها بسيار طولاني است اما سرعت مصرف آنها بسيار بسيار زيادتر از سرعت توليد آنهاست مانند نفت و زغال سنگ.

پيشرفت و شهرنشيني عملا سبب شده است از منابع كره زمين به طور فزاينده اي مصرف گردد. و بشر در آينده نزديك با كمبود منابع تجديد نشدني مانند سوخت هاي فسيلي مواجه خواهد شد.

 

آلودگي محيط زيست:

آدمي امروز صرف نظر از آنكه به طور بي رويه و با بي فكري تمام به استفاده و تهي كردن منابع زمين مي پردازد با فعاليت هاي خود در امور صنعتي موجب آلوده شدن محيط مي گردد.

 

 

آلودگي عبارت است از وارد كردن مواد يا انرژي به وسيله ي آدمي به محيط زيست به طوري كه منابع حياتي يا سلامتي انسان در معرض خطر قرار گيرد.

انسان ها بر آلودگي هوا، آب، افزايش زباله ها و نابودي گياهان و جانوران و تخريب لايه اوزون موجب آسيب به طبيعت مي شود.

 

حفظ محيط زيست:

امروزه مي دانيم كه چه خطراتي محيط زيست ما و ساير جانوران را تهديد مي كند.

انسان هاي آگاه و مسئول مي دانند كه چگونه در حالي كه از منابع طبيعي استفاده مي كنند به حفظ آنها هم كمك كنند.

 

منظور از حفاظت از محيط زيست، تلاش براي دست يابي به توزان ميان استفاده از منابع طبيعي و حفظ آنها براي آينده است. حفظ منابع و ذخاير زير زميني مصرف درست انرژي ها و حفاظت از گونه هاي زيستي گياهي و جانوري نمونه اي از اين موارد است.

امروزه انسان آگاه و متمدن مي داند كه حفاظت از گونه ها و گوناگوني زيستي جانداران و حفظ بقاي آنها براي او سودمند است. انسان در گذشته، روش هاي نادرست استفاده از منابع طبيعي موجب انقراض بعضي از گونه ها شده است انسان، چراي بيش از حد دام ها در مراتع، قطع درختان جنگل، از بين بردن زمين هاي حاصل خيز، آلودگي آب، هوا، خاك موجب از بين رفتن گونه هاي زيستي شده است.

 

آلودگي هوا:

انسان به طرق گوناگون موجب آلودگي هوا مي شود. دود و ذرات سمي حاصل از اگزوز اتومبيل ها، دودكش كارخانه ها، نيروگاه ها، و وسايل توليد حرارت مانند بخاري ها، شوفاژ، آبگرمكن و سوزاندن زباله هاي موجب آلودگي هوا مي شود.

 

با سوختن نفت در زغال سنگ موادي از قبيل تركيبات گوگردي، كربن منواكسيد، كربن دي اكسيد، تركيبات سرب در مواد نيتروژن دار و هيدروكربن ها وارد هوا مي شود كه نوعي آلودگي است.

مواد حاصل از سوختن سوخت هاي فسيلي در شرايط خاص همراه با رطوبت و اشعه نور خورشيد منجر به تركيب خطرناك مه دود مي شود كه مي تواند صدمه زيادي به دستگاه تنفسي آدمي وارد كند.

 

باران اسيدي:

همه ساله ميليون ها تن گازهاي اسيدي حاصل اكسايش از سوخت هاي فسيلي حاصل مي شوند و وارد هوا شده و همراه با باران و برف و مه به زمين باز مي گردند و موجب آلودگي خاك و آب مي شوند به اين گونه بارش ها كه آب آنها خاصيت اسيدي دارد باران اسيدي مي گويند باران هاي اسيدي موجب نابودي گياهان و جانوران و كاهش تنوع زيستي مي شوند.

 

انسان و تغيير در طبيعت:

زنجيره ي غذايي

به روابط غذايي بين يك توليد كننده و چند مصرف كننده زنجيره ي غذايي مي گويند در يك زنجيره غذايي هر موجود مانند حلقه زنجيره اي كه ارتباط غذايي ساير موجودات را برقرار مي كنند.

 

شبكه ي غذايي:

 اگر چند زنجيره ي غذايي را بررسي كنيم متوجه مي شويم كه يك يا چند موجود زنده در آنها مشترك است يعني بين زنجيره هاي غذايي هم رابطه اي وجود دارد. به مجموعه ي زنجيره هاي غذايي شبكه ي غذايي مي گويند.

 

شبكه ي حيات:

همه ي زنجير هاي غذايي روي كره زمين با يكديگر ارتباط دارند. به مجموعه ي اين شبكه هاي غذايي شبكه ي حيات مي گويند.

 

هر چه گوناگوني جانداران در يك شبكه زيادتر باشد امكان بقا و پايداري جمعيت آن شبكه بيشتر خواهد بود.

مثلا اگر در يك شبكه غذايي يك نوع جاندار كمتر شود جانور تغذيه كننده از آن جانور، جانوران ديگري را به عنوان غذا شكار خواهد كرد. مثلا اگر جمعيت خرگوش ها كاهش يابد عقاب مي تواند جانور ديگري مانند پرنده كوچك را شكار كند.

فعاليت انسان موجب مي شود كه تنوع زيستي جانوران كمتر شود مثلا با از بين بردن جنگل ها محيط زيستي بعضي از گونه ي جانوري و گياهي را از بين مي برد بنابراين بعضي از گونه ها منقرض مي شوند و شرايط براي زندگي ساير گونه ها كه مواد غذايي مورد نياز خود از جانوران انقراض يافته، تامين مي كردند كمتر خواهد شد.

 

مثال هايي از اثر انسان بر تغيير و گوناگوني زيستي جانوران:

1) استفاده از سموم جهت از بين بردن گياهان و جانوران:

انسان در گذشته براي از بين بردن پشه مالاريا (پشه آنوفل) از حشره كش هايي استفاده كرده است، كه سموم آنها وارد زنجيره هاي غذايي شده است اين سموم تا مدت زيادي در بدن جاندار باقي مي ماند و دفع نمي شود و موجب مرگ آنها شده است.

 

 

2) به وجود آمدن حشرات و جانداران مقاوم:

انسان با استفاده از داروها و حشره كش ها موجب جهش و انتخاب مصنوعي گونه ها برتر حشرات شده است به طوري كه جانداران حساس به سموم از بين رفته و گونه هاي مقاوم باقي مانده و تكثير شده اند.

 

3) سرازير شدن نفت از نفت كش ها و مرگ ميليون ها جانور آب زي دريايي و جانوراني كه از اين جانوران تغذيه مي كنند.

 

4) گرم شدن كره زمين به علت ازدياد كربن دي اكسيد هوا و ايجاد پديده اثر گلخانه اي:

بر اثر اين پديده يخ هاي قطبين زمين ذوب شده و آب اقيانوس ها بالاتر خواهد آمد كه موجب تخريب سواحل و مرگ جانداران و گياهان ساحلي مي شود.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 16:18  توسط مجید  | 

نوجواني و بلوغ

نوجواني و بلوغ

 

رشد:

زيست شناسان رشد را به معناي بزرگ شدن بخش ها تشكيل دهنده يك موجود زنده يا تشكيل بخش هاي جديد مشابه آنچه قبلا وجود داشته است مي دانند. رشد در موجودات زنده به دو صورت افزايش تعداد سلول ها و افزايش برگشت ناپذير اندازه سلول صورت مي گيرد.

رشد در طي زندگي جاندار ادامه دارد اما نتيجه آن هموراه ساختاري كارآمد، جوان و زنده نيست در پيكر جاندار در حال رشد، همواره ماده سازي و تخريب هر دو انجام مي شود وقتي ماده سازي بر تخريب برتري داشته باشد اندازه جاندار بزرگتر مي شود وقتي تخريب بر ماده سازي برتري داشته باشد پيري فرا مي رسد.

 

 

بلوغ:

بلوغ به مجموعه اي از تغييرات بدني و روحي كه بين دوران كودكي و نوجواني پيش مي آيد و تا جواني ادامه مي يابد بلوغ مي گويند در دوران نوجواني و بلوغ دخترها و پسرها يك دوره ي سريع رشد بدني را تجربه مي كنند.

اين تغييرات در دخترها يك یا دو سال زودتر از پسرها شروع مي شود.

در دخترها تغييرات سريع از 11 الي 12 سالگي و در بيشتر پسرها از 13 الي 14 سالگي آغاز مي گردد.

 

انواع بلوغ:

 1- جنسي

 2- جسمي

 3- رواني

 4- اقتصادي و اجتماعي

 5- شرعي

 

1- بلوغ جسمي: منظور از بلوغ جسمي، رشد و تكامل اعضاي بدن است كه طي آن رشد استخوان و ساير اندام ها به مرز نهايي خود مي رسد.

2- بلوغ جنسي: شايع ترين نشانه هاي بلوغ در اين مرحله ظاهر مي شود، علائم بلوغ جنسي، ظهور صفات ثانويه جنسي است.

3- بلوغ رواني: نوعي تكامل روحي است كه قدرت تشخيص مسائل و مصالح زندگي را به انسان مي بخشد، در اين حالت فرد، قبول مسئوليت هاي اجتماعي قدرت رويارويي با مشكلات پيچيده پيدا مي كند.

4- بلوغ اقتصادي: هنگامي كه فرد از نظر تامين معاش و اداره ي مستقل اقتصادي بتواند برخود متكي باشد از نظر اقتصادي بالغ شده است.

5- بلوغ شرعي: فقه شيعه سن بلوغ را براي پسران 15 سال قمري و براي دختران 9 سال قمري در نظر گرفته است. در ميان اهل تسنن متفاوت است. در اين زمان نوجوان به وظايف ديني و اخلاقي خود عمل خواهد نمود.

 

تغييرات عاطفي:

در دوران بلوغ تغييرات عاطفي و رواني زيادي در نوجوان به وجود مي آيد و لازم است نوجوانان از خود مراقبت بيشتري به عمل آورند.

 

در اين دوران حساسيت ها، به خود گرفتن ها و زود رنجي ها بيشتر از ساير دوران ها در نوجوان تاثير  ايجاد مي كنند در اين دوران نوجوانان براي ايمني خاطر نياز دارند كه:

1) قابل ارزش باشند

2) در تصميم گيري ها شركت كنند

 

عواطف در رفتارها:

عكس العمل هاي عاطفي يا رفتار ناشي از عواطف، عكس العملهايي است كه در اثر پيدايش انگيزه به وجود مي آيند مهمترين عواطف شامل شد، دوام و تاثيرات داخلي است.

عواطف تحت تاثير تربيت قرار دارند اما در طول عمر دوام دارند، عواطف شديد مي توانند در دستگاه هاي مختلف مانند تنفس، گردش خون، هورمون ها، ماهيچه ها تغييرات زيادي ايجاد كنند.

 

ايمني خاطر:

منظور از ايمني خاطر، فارغ بودن از نگراني ها و ترس هاي بي مورد و زندگي كردن به آرامي و خوشي است و زماني شخص داراي ايمني خاطر است كه بر نيروهايي دروني او را آزار مي دهند پيروز شود.

مثلا يك نوجوان ساعت ها وقت خود را جلو آينه سپري مي كند تا مبادا در نظر ديگران زشت جلوه نكند، براي اغلب انسانها ايمني خاطر چيزي بيشتر از خوراك و مسكن است.

 

انسان موجودي است كه در اين دوران به ارزشمند بودن, پيشرفت، تصميم گيري، دوست داشتن خلاقيت اهميت بيشتري مي دهد، بنابراين نيازهاي عاطفي خود را با آثار مختلف مانند، نقاشي، نوآوري هنري و علمي، تدوين آثار ادبي، كار دستي، ....... بروز مي دهد و در نهايت دوست دارد كه خودش باشد و خود تصميم بگيرد.

 

واكنش هاي دفاعي (Defenisve Reaction):

برخي از افراد با استفاده از روش هايي به نام واكنش دفاعي با افكار مقابله مي كنند كه گاهي اين واكنش ها مفيد و گاهي مضرند واكنش دفاعي اكتسابي هستند و طبيعي محسوب مي شوند، و افراد از آن به عنوان محافظي در برابر اضطراب و تشويش شديد براي جلوگيري از خدشه دار شدن شخصيت انساني به كار مي رود. 

 

انواع واكنش هاي دفاعي:

1) بازگشت: گاهي افراد براي فرار از مسئوليت و يا مشكلات فرار روي خود آرزوی كودك بودن مي كند.

2) خيال بافي: گاهي شخص به عالم رويا و خيال فرو مي رود و شكست هاي خود را با خيال و اوهام جبران مي كند.

3) جابجايي، جايگزيني: گاهي واقعيت، ناخوشايندي براي نوجوان (فرد) رخ مي دهد او مي كوشد مسئوليت آن را به گردن ديگري بيندازد و براي آنها مقصر پيدا كند، در اين شرايط هدفي كه شانس بيشتري دارد جايگزين مي گردد.

4) جبران نقص: گاهي نوجوان(فرد) با پنهان كردن واقعيت، خود را عكس آنچه هست نشان مي دهد، مثلا بعضي اشخاص در شرايطي خود را شخص شجاع يا مودب نشان مي دهند كه اين ويژگي ها را ندارند اين نوع واكنش جبران نقص نام دارد.

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 16:17  توسط مجید  | 

هماهنگي و ارتباط

هماهنگي و ارتباط

 

بدن ما و هريك از جانداران از سلولهاي مختلفي ساخته شده است كه هر يك از آنها وظيفه خاصي را بر عهده دارد براي اينكه هر يك از سلول ها و اندام ها بتوانند وظايف خود را بخوبي انجام دهند به بخشي نياز دارند كه هماهنگي، كنترل و تنظيم اين فعاليت ها را عهده دار باشد. بنابراين براي اينكه كاري به طور هماهنگ در بدن انجام شود وجود سه شرط لازم است:

1) قسمت يا قسمت هايي از بدن نقش هماهنگ كننده را ايفا كند.

2) از قسمت هاي مختلف بدن يا محيط، اطلاعاتي به قسمت هماهنگ كننده برسد.

3) از قسمت هماهنگ كننده اطلاعاتي به قسمت هاي ديگر بدن جاندار منتقل شود.

 

بنابر اين در دستگاه عصبي سه بخش احساس كردن، تصميم گيري و عمل كردن به طور هماهنگ انجام مي شود. بدن ما گيرنده هايي دارد که توسط محركهايي مانند نور، بو، مزه، صدا، لمس پيامهايي رادريافت مي كند و اين گيرنده ها پيامهاي دريافتي را به مركز عصبي مي فرستند.

 

تصميم گيري (پردازش اطلاعات)

 

در اين مراكز پس از تصميم گيري و تنظيم پاسخ پيام ها به سلول هاي عمل كننده فرستاده مي شود.

 

مثلا: هنگام جويدن لقمه غذا و بلع آن وقايع زير اتفاق مي افتد پس از قرار گرفتن لقمه غذا در دهان، آرواره ها و زبان حركات منظمي انجام مي دهند، حركات منظم زبان و ماهيچه هاي حلق غذا را به انتهاي حلق برده و ترشحات غدد بزاقي و شيره معده افزايش مي يابد گيرنده هاي چشايي و مكانيكي وجود غذا را در دهان حس مي كنند و پيام آن را به مركز عصبي(مغز) مي رسانند و دستورات لازم براي مراكز عضله اي لوله گوارش و غده هاي گوارشي ارسال مي كنند.

 

 

نورون:

همه ي مراكز حسي و حركتي از سلول هايي ساخته شده اند كه به آنها نورون مي گويند. بنابراين نام سلول عصبي نورون است.

نورون ها از نظر شكل, اندازه و ساختمان با يكديگر متفاوتند اما همه آنها داراي جسم سلولي، دندريت و آكسون هستند.

 

 آكسون (axon)  و دندريت (dendrite) رشته ها يا دنباله هاي سيتوپلاسمي هستند كه از جسم سلولي خارج مي شوند. انشعابات دندريت ها زياد اما آكسون ها رشته منفرد هستند كه گاهي در طول خود انشعابات متعدد دارند.

 

دندريت ها گيرنده ي نورون ها هستند و اطلاعات يا پيام ها را دريافت مي كنند و به جسم سلولي مي آورند . آكسون ها پيام عصبي را از جسم سلولي به بيرون انتقال مي دهند.

نورون ها بر اساس كارشان به سه دسته حسي، حركتي و رابط تقسيم بندي مي شوند و از نظر كار به سه دسته يك قطبي، دو قطبي و چند قطبي دسته بندي مي شوند.

نورون ها در تحريك پذيري و هدايت و انتقال عصبي اهميت دارند.

منظور از تحريك پذيري يك نورون، حساسيت دندريت هاي آن به محرك هاي مختلف است. و اثر اين ويژگي است كه در نورون, پيام يا جريان عصبي به وجود مي آيد. در اين حالت وقتي پيام به وجود مي آيد كه محرك نورن را به آستانه ي تحريك برساند.

 

قابليت هدايت پيام عصبي: اين ويژگي به نورون امكان مي دهد كه پيام عصبي به مراكز عصبي برسد و حركت دستور از مركز عصبي به اندام هاي عمل كننده فراهم شود.

قابليت هدايت پيام عصبي به سيناپس كردن (synapse) نورون ها مربوط مي شود.

به محل نزديك شدن رشته هاي عصبي سيناپس مي گويند. جريان عصبي ماهيت الكتريكي دارد اما در محل سيناپس ها با ترشح مواد شيميايي خاص انتقال پيام توسط ناقل هاي شيميايي صورت مي گيرد. يك سيناپس ممكن است فعال كننده يا باز دارنده باشد.

 

 

انعكاس:

در بدن ما گاهي اوقات كارهايي صورت مي گيرد كه به صورت غير ارادي، بسيار سريع، بدون تفكر و اغلب جهت حفاظت از بخش هاي بدن به كار مي رود به چنين اعمالي انعكاس گفته مي شود.

اعمالي مانند عقب كشيدن دست از جسم داغ، ترشح بزاق با مشاهده غذا، پلك زدن چشم، ريزش اشك در مقابل گرد و غبار وارد شده به آن، عطسه زدن، سرفه كردن، خميازه يا تغيير قطر مردمك چشم در برابر نور از انعكاسها هستند.

در يك عمل انعكاسي، دست كم يك محرك، يك عصب حسي و يك مركز عصبي، يك عصب حركتي و يك اندام عمل كنند، دخالت دارند.

 

 

 

مسيري را كه جريان عصبي در هر انعكاس طي مي كند قوس انعكاس (كمان بازتاب) مي گويند.

نخاع مركز بسياري از اعمال انعكاسي است و گروهي از انعكاس ها توسط مغز كنترل مي شوند، مثلا پرش زانو، جمع كردن دست ها انعكاس نخاعي است.

عمل بلع، استفراغ و مكيدن شير (نوزادان) عمل انعكاسي پيچيده ي مغزي است.

نوعي از انعكاس ها كه توسط قشر مغز كنترل مي شوند اكتسابي هستند و به آنها انعكاس هاي شرطي مي گويند.

در اين نوع انعكاس ها نوعي يادگيري وجود دارد. بسياري از انعكاس هاي شرطي كم كم به صورت يك عادت روزمره مبدل مي شوند.

 

 

دستگاه هورموني:

حفظ و حيات بقاي نسل جانوران در گرو فعاليت هاي گوناگون سلول ها و اندام هاي بدن آنها است. براي اينكه فعاليت هاي بدن جانوران در جهت مشخص و سودمندي انجام شود به نوعي نظم و هماهنگي نياز دارد. در جانوران پيشرفته مانند انسان تنظيم اين فعاليت ها بر عهده ي دستگاه عصبي و دستگاه هورموني است. تنظيم هورموني فعاليت هاي بدن به قدري اهميت دارد كه در اغلب موارد،با ترشح مواد هورمونی يك غده, به وسيله ي ترشح غددي ديگر تنظيم مي شود و يا كنترل آن توسط عصب صورت مي گيرد.

 

غدد بدن به دو دسته خارجي (برون ريز) و داخلي (درون ريز) تقسيم بندي مي شوند.

غدد برون ريز مواد ترشحي خود را از راه يك مجراي ويژه به بيرون از بدن (محيط خارجي) مي ريزند مانند غدد مولد عرق اما غدد درون ريز مجموعه اي از سلول هاي تخصص يافته ترشحي است كه شبكه ي مويرگي غني دارد سلول هاي اين غدد كه با جداره نازك مويرگ ها در تماس نزديك است مواد خود را به داخل خون مي ريزد و در تمام بدن پخش مي شود. در بدن بافت يا اندام هدف وجود دارد، كه نسبت به هورمون ها حساسيت دارد يعني داراي گيرنده هايي است كه پيام هورموني را دريافت مي كند.

 

هورمون:

هورمون ها پيك يا پيام هاي شيميايي بدن هستند كه از غدد درون ريز بدن ترشح و به داخل خون مي ريزد و بعد از انتقال به بافت يا اندام هاي ويژه ي خود واكنش هاي خاصي را ايجاد مي كنند. (بيوشيميايي،فيزيولوژيك،مرفولوژيك)

 

اعمال عمومي هورمون ها:

1) ارتباط شيميايي فعاليت هاي متعدد كه در آن هورمون هاي مختلف با سرعت هاي گوناگوني عمل مي كنند.

2) تنظيم رشد جسمي و فكري

3) تغيير شكل اعضا در جهت بالغ شدن

4)تقويت واكنش هاي آنزيمي

5) ثابت نگه داشتن محيط داخلي بدن

 

 

 

غدد هيپوفيز:

اين غدد در زير مغز قراردارد هورمون هاي مختلفي توليد مي كند كه با ترشح آنها در خون كار ساير غدد داخلي را كنترل و هماهنگ مي كند.

 

 هورمون رشد:

اين هورمون از بخش پيشين غده ي هيپوفيز ترشح مي شود. اين هورمون بر رشد استخوان ها اثر مي كند. و موجب مي شود كه بافت غضروفي استخوان ها در غضروف اتصال، سنتز پروتئين ها افزايش داده و سلول هاي استخوان ساز زيادتر شده و سرعت تبديل غضروف به استخوان افزايش يابد.

كاهش يا افزايش اين هورمون موجب بيماري مي شود.

 

آدرنالين:

S18

از بخش مركزي غده ي فوق كليه هورموني ترشح مي شود كه آدرنالين نام دارد. اين هورمون در بدن نوعي حالت آماده باش به وجود مي آورد و بدن را در برابر حوادث و پيشامدها آماده مي كند.

در چنين حالتي موجب افزايش فعاليت قلب خون رساني به ماهيچه ها، افزايش تحريك پذيري، افزايش قند خون مي شود.

 

كورتيزول:

از بخش قشري  غده اي فوق كليه هورموني ترشح مي شود كه شخص را در برابر حوادث ناگوار عاطفي مقاوم مي سازد همچنين اين هورمون مقاومت بدن در برابر بيماري ها را افزايش مي دهد. اثر اين هورمون در كبد موجب تجزيه پروتئين ها و توليد گلوكز مي شود، انرژي لازم براي سلول ها فراهم مي گردد.

 

تيرواكسين:

تيرواكسين هورموني است كه از غده تيروئيد كه در جلوي ناي قراردارد ترشح می شود. اثر اين هورمون بر رشد نمو بدن در دوران جنيني و كودكي بسيار مهم است. كمبود اين هورمون در دوران جنيني موجب كاهش رشد دستگاه عصبي و عقب ماندگي ذهني مي گردد.

 

انسولين:

گلوكز قند ساده اي است كه سلول هاي بدن از آن به عنوان منبع انرژي در سوخت ساز خود استفاده مي كنند قند خون در تمام طول عمر داراي غلظت ثابتي است (حدود 1 گرم در ليتر) بيش از 95 درصد انرژي سلول هاي عصبي (مغز) از سوختن گلوكز تامين مي شود. كاهش قند خون موجب بيهوشي و اختلال در كار مغز مي گردد.

سلولهاي كبد ميزان قند خون را كاهش يا افزايش مي دهند. و تنظيم آن به عهده عوامل عصبي و هورموني است. انسولين هورموني است كه از سلول هاي تباي جزاير لانگرهاوس لوزالمعده توليد مي شود و وارد خون مي شود.

اين هورمون موجب كاهش قند خون مي شود.

اين هورمون مهمترين هورمون تنظيم كننده قند خون است.

 

گلوكاگون:

اين هورمون نيز از غده لوزالمعده توليد مي شود اثر اين هورمون همانند آدرنالين موجب افزايش قند خون مي شود.

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 16:15  توسط مجید  | 

انسان و حركت

انسان و حركت

 

در بين جانوران برخي ساكن و برخي متحرك اند جانوراني كه ساكن هستند اغلب در دريا زندگي مي كنند. جانوران ساكن هم اندام هاي حركتي دارند اين اندام ها همانند تاژه، مژك و بازو موجب موجب حركت     مي شوند.

حرکت لازمه ي زنده بودن موجود زنده است زيرا موجود با حركت كردن مي تواند نيازهايش را تامين كند.

 

انسان نيز حركت مي كند. حركت انسان توسط نيروي ماهيچه ها به كمك استخوان صورت مي گيرد. به عبارت ديگر استخوان ها اهرم هایی هستند كه با نيروي ماهيچه حركت مي كنند.

 

استخوان و كار آن

اسكلت انسان مانند ساير مهره داران اسكلت داخلي است. در اسكلت انسان علاوه بر استخوان ها غضروف و اجزاي ديگري وجود دارد.

 

وظايف اسكلت انسان:

1)شكل دادن به بدن

2) كمك حركت كردن بدن

 

3) حفاظت از اندام هاي مهم مانند قفس سينه و جمجمه

 

4) توليد گلبول هاي (سلول ما) خون.

بدن انسان مجموعه اي از سلول هاست. بافت استخواني نيز مانند ساير بافت ها از سلول هايي تشكيل شده است كه ساختار ويژه اي دارد.

 

مي دانيد كه در هر بافت سلول ها در ميان مايع بين سلول (آب ميان بافتي) قرار دارند.

 

گاهي ماده ي بين سلولي مانند استخوان جامد و گاهي نيمه جامد غضروف و گاهي مايع است مانند خون بنابر اين بافتي استخواني از سلول هاي استخواني تشكيل شده است كه در بين سلول هاي استخواني ماده ي زمينه اي جامدي وجود دارد كه به استخوان ها استحكام مي بخشد.

اگر يك ديوار را استخوان فرض مي كنيم آجرها سلول ها و سيمان بين آجرها ماده ي بين سلولي خواهد بود.

ماده ي زمينه اي بين سلول هاي استخواني شامل كلسيم و فسفر و رشته هاي پروتئيني است.

ماده ي كلسيم و فسفر استخوان را در برابر فشار مقاوم مي سازدو رشته هاي پروتئيني كه در بين ماده كلسيم و فسفر پراكنده است مقاومت استخوان در برابر ضربه زيادتر مي كند.

 

اگر يك تير سيماني برق را در نظر بگيريد ماده بتوني آن تير را در برابر فشار و ميل گردهاي دروني بتن مانند رشته هاي پروتئيني استخوان آن را در برابر ضربه مقاوم مي سازد.

اسكلت انسان يك تكه نيست و از استخوان هاي مختلفي تشكيل شده است كه به هم اتصال دارند و حركت استخوان هاي انسان در قالب حركات مفصل هاي متحرك صورت مي گيرد.

اگر استخوان در آب جوش قرار دهيم و بپزيم رنگ، شكل ظاهري، سختي و مقاومت آن در برابر حرارت تغييري مي كند .

 

در حرارت زياد شعله حتي رشته هاي پروتيئني مي سوزد و استخوان قابليت انعطاف خود را از دست مي دهد و ترد و شكننده مي شود. همچنين اگر استخوان را درون اسيد رقيق قراردهيم  پس از مدتي مواد معدني آن (كلسيم، فسفر) از بين مي رود و نرم مي شود.

 

ماده معدني استخوان از تركيبات كلسيم (فسفات فلوئوريد كربنات) وفسفات منيزيم است.

و ماده آلي آن از پروتئيني به نام اوسيئن است. نسبت مواد آلي به معدني در كودكان و بزرگسالان و سالخوردگان متفاوت است.

توده استخوان در سنين بالا افزايش مي يابد و تا سن 30 الي 35 سالگي ادامه مي يابد و از آن پس كاهش تدريجي آن آغاز مي گردد. چنانچه كاهش توده استخوان سريع صورت گيرد پوكي استخوان پديد مي آيد.

از عوارض پوكي استخوان، شكستگي آن است كه ممكن است در نقاط مختلف بدن مانند مفصل هاي ران، كمر، ستون مهره ها...) صورت بگيرد.

S8

عوامل مختلفي در پوكي استخوان نقش دارند كه عبارتند از: جنسيت، ارث، جثه، نژاد، افزايش سن، برخي از بيماري ها ي تيروئيدي)

براي جلوگيري از پوكي استخوان مي توان موارد زير را رعايت نمود.

كنترل وزن، ورزش كردن، مصرف كلسيم كافي، عدم استفاده از سيگار، عدم مصرف نوشابه هاي گاز دار، مصرف پروتئين و ويتامين D

 

 رشد استخوان:

       

 

همه استخوان هاي انسان در دوران جنيني به صورت  بافت پيوندي شكل مي گيرند و استخواني شدن، آنها به دو شكل صورت مي گيرد:

1) تبديل مستقيم بعضي از استخوان ها مانند استخوان هاي سر و صورت به بافت استخواني

 

2) بافت پيوندي ابتدا به غضروف تبديل مي شود سپس غضروف ها استخواني  مي شوند.

 

روند استخواني شدن اين استخوان ها تا سن 20 سالگي  ادامه مي يابد در دو سر استخوان هاي دراز بافتي به نام غضروف اتصال وجود دارد، از تقسيمات غضروف اتصال سلول هاي جديد ايجاد مي شود، و طول استخوان زيادتر مي گردد. در سطح استخوان هم پرده ضريع وجود دارد كه با تقسيمات سلولي خود موجب توليد سلول ها و افزايش قطر استخوان مي شود. بدين ترتيب استخوان رشد طولي و قطري دارد.

در اسكلت انسان يك ستون مركزي به نام ستون مهره ها يا ستون فقرات وجود دارد. كه از تعدادي مهره تشكيل شده است.

 

ستون مهره ها:

ستون مهره ها از نيم رخ 4 انحنا دارد ستون مهره ها به كمك انحناهاي خود و عضلات اطراف و رباط ها مي توانند فشار زيادي را تحمل كنند.

 

طول ستون مهره ها در مردان به طور متوسط 70 سانتي متر و در زنان 60 سانتي متر است در افراد سالخورده به علت تشديد انحناهاي ستون مهره ها و كاهش قطر ديسك هاي بين مهره ها مي توانند تا 4/1 طول ستون مهره ها كاهش مي يابد.

 

مفصل:

به محلي كه دو يا چند استخوان به يكديگر متصل هستند اعم از اينكه بين آنها حركت باشد يا نباشد مفصل (بند) مي گويند.

انواع مفصل:

1)مفصل ثابت يا ليفي (fibrous jornts):

 

در مفاصل ثابت يا ليفي قطعات استخواني توسط بافتي پيوندي از نوع رشته اي به يكديگر اتصال يافته اند. اين رشته ها به تدريج به استخوان تبديل مي شوند مانند استخوان هاي كاسه سر.

2) مفاصل غضروفي (cartilaginous joimts) يا نيمه متحرك:

F11

در اين نوع مفاصل يك صفحه غضروفي در بين دو قطعه ي استخوان وجود دارد مثل مفصل بين دنده ها و جناغ سينه در اينگونه مفصل ها در ابتداي پيدايش رشته اي وجود داشته است كه به غضروف تبديل شده است.

مانند ديسك بين مهره ها در ستون مهره ها.

 

3) مفصل متحرك (سينويال) synovial jointsl:

 

اين نوع مفاصل ها نسبت به دو مفصل ذكر شده كامل ترند، در اين مفصل دو استخوان مجاور توسط كپسول مفصلي و رشته هاي پيوندي به هم اتصال يافته اند. سطوح مفصلي دو استخوان مجاور با هم تماس دارند و آزادانه حركت مي كنند.

 

اجزاي مفصل متحرك:

1) سطوح مفصلي:

قسمتي از انتهاي دو استخوان كه در حفره مفصلي قرار دارد با لايه اي از غضروف پوشيده شده است.

 

2) كپسول مفصلي (كپسول ليفي):

غلافي از جنس بافت هم بند متراكم مفصل را در بر مي گيرد و به استخوان مي چسبد و استخوان را در مجاورت  هم نگه مي دارد.

 

3)رباط :

نواري از جنس هم بند متراكم است اين بافت بين دو استخوان كشيده شده است وظيفه آن مهار حركات بيشتر از اندازه مفصلي است.

F13

 

4)غشاي سينويال:

غشاي نازكي از بافت هم بند است كه سطح داخلي كپسول مفصلي و بخش هايي از استخوان ها كه در كپسول مفصلي وجود دارد را مي پوشاند اين غشاء مايع مفصلي (مايع ليدوپال) ترشح مي كند كه موجب كاهش اصطكاك دو استخوان در ناحيه مفصل مي شود همچنين داراي مواد غذايي لازم براي غضروف مفصلي است.

 

5) حفره مفصلي:

فضاي بين سطوح مفصلي است كه كپسول مفصلي و غشاء سينويال آن را در بر گرفته است.

 

 

انواع مفاصل متحرك:

1) مفاصل مسطح(لغزشي):

در اين نوع مفصل سطوح مفصلي كوچك، صاف، تخت است ممكن است كمي محدب يا مقعر باشد.

اين گونه مفصل ها سبب حركاتي مانند سرخوردن، لغزيدن مي شوند مانند مفصل بين استخوان هاي مچ دست و پا.

 

 

2) مفصل لولايي:

در اين نوع مفصل سطوح مفصلي قرقره اي شكل و قرينه يكديگر است.

حركت اين نوع مفصل مانند لولاي در باز و بسته شدن در يك صفحه حول يك محور صورت مي گيرد مثل مفصل آرنج و انگشتان

 

3) مفصل محوري و استخواني:

 

 

در اين نوع مفصل يك استوانه درون حلقه اي ناقص يا كامل مي چرخد درنتيجه مفصل حول محور طولي حركت چرخشي دارد.

 

4) مفصل بيضي شكل:

سطوح مفصلي كمي محدب و مقعر و بيضي شكل است اين مفصل قابليت حركات در دو جهت تا و باز شدن و دور و نزديك شدن دارند مثل مفصل مچ دست و ساعد چرخش اين نوع مفصل ها محدود است.

 

 

5) مفصل زينی:

سطوح اين نوع مفصل مانند زين اسب است. و سطوح مقعر هر يك, درون  هم فرو رفته اند مانند: مفصل مچ با كف است.

 

6) مفصل گوی و كاسه اي :

سطوح مفصلي در اين نوع مفصل مانند گوي و حفره است اين مفصل حول محور خود در جهات مختلف مي چرخد مانند استخوان ران و لگن يا بازو و كتف.

 

انسان به كمك استخوان و مفاصل با استفاده از نيروي ماهيچه حركات مختلف انجام مي دهد كه عبارتند از:

1) تاشدن باز شدن:

در اين حركت زاويه بين دو استخوان كاهش يا افزايش مي يابد.

 

2) دور كردن و نزديك كردن:

در اين حركت اندام داراي استخوان از محور اصلي بدن دور يا نزديك مي شود (adbuction)

 

3) چرخش:

حركت در محور اصلي اندام با حركت استخوان حول محور خود مانند چرخش گردن.

 

4) دوران:

حركتي كه در آن تا و باز شدن و دور و نزديك كردن و چرخش به طور همزمان صورت مي گيرد مثل چرخش دست حول محور خود ماهيچه ها.

 

حدود 3/1 تا 2/1 وزن بدن ها را ماهيچه ها تشكيل مي دهند ماهيچه ها عامل اصلي حركتند با وجود ماهيچه هاست كه غذا در طول لوله ی گوارش به پيش مي رود و هضم و جذب مي گردد و يا با حضور ماهيچه هاست كه خون در رگ ها جريان مي يابد و استخوان ها حركت مي كنند و ما مي توانيم فعاليت هاي خود را انجام دهيم.

در اندام هايي مانند چشم ها، زبان، ديواره لوله گوارشي، دفع ادرار، قلب ماهيچه ها وجود دارد اما شيوه كنترل فعاليت هاي آنها متفاوت است.

 

ماهيچه ها را مي توان بر اساس ساختار، موقعيت و شيوه ي كنترل تقسيم بندي كرد.

1) ماهيچه قلبي:

اين ماهيچه شامل سلول هاي منفرد، منشعب يا طويلي است كه به موازات يكديگر قرار گرفته اند و داراي خطوط عرضي هستند. انقباض آنها غير اداري و قوي و منظم است.

 

2) ماهيچه ي صاف:

 

اين نوع ماهيچه، اجتماعي از سلول هاي دوكي شكل است اين نوع ماهيچه پروتئين هاي انقباضي به صورت خطوط عرضي در زير ميكروسكوپ ندارد انقباض آنها كندتر از سلول هاي ماهيچه اي استخوان است و تحت كنترل اعصاب خودكار بدن هستند و ارادي نيستند. اين نوع ماهيچه را ماهيچه ي احشايي مي گويند.

مانند ماهيچه ي درون احشا و اندام هاي حفره اي شكلي مثل روده، معده، ميزناي، عدسي چشم، مردمك

 

 

 

3) ماهيچه ي اسكلتي(مخطط):

ماهيچه اسكلتي شامل دسته هايي از سلول هاي چند هسته اي استوانه اي بسيار طويل است كه در درون آنها پروتئين دماي انقباضي به صورت خطوط عرضي ديده مي شود.

حركت اسكلت بدن توسط اين نوع ماهيچه ها صورت مي گيرد. انقباض اين ماهيچه سريع پر قدرت و تحت كنترل اراده است بافت ماهيچه اي از سلول هاي ساخته شده است.

هر سلول ماهيچه اي تار ماهيچه نام دارد كه داراي رنگ دانه هاي ميوگلوبين به رنگ قرمز � قهوه اي است .

ميوگلوبين مولكولي شبيه هموگلوبين است.

در سلولهاي ماهيچه اي اسكلتي(مخطط) هسته هايي وجود دارد كه معمولا در زير غشاي سلول قراردارند.

 

تارهاي ماهيچه اي اسكلتي از نظر ساختار و عملكرد به سه دسته تقسيم مي شوند.

1) قرمز:

مقادير زيادي ميوگلوبين دارند اين تارها نيرومند هستند و ميتوكندي زياد دارد اما سرعت انقباض آن ها كمتر است.

 

2)سفيد:

اين نوع تارها نسبت به ساير آنها بزرگتر، قطورتر و ميتوكندري كمتر و ميوگلوبين كمتري دارند. سرعت انقباض زياد و نيروي آن ها كم است.

 

3) بينابيني:

ويژگي هاي حد واسط رشته هاي قرمز و سفيد را دارند.

 

خواص ماهيچه ها:

1) تركيب پذيري :

محركهاي فيزيكي (دما الكتريسيته)، شيميايي(اسيد و باز)، مكانيكي(ضربه)، موجب حركت ماهيچه ها مي شود.

 

2) انقباض:

مهمترين ويژگي ماهيچه ها خاصيت انقباض آنهاست. اين ويژگي ماهيچه موجب حركت اندام ها مي شود.

 

 

3) انبساط:

اين ويژگي موجب بازگشت آن به حالت اول است. و موجب حركات بدن مي شود.

ماهيچه هاي اسكلتي حركت متقابل دارند. يعني ماهيچه هايي كه در دو طرف يك استخوان قراردارند عكس عمل هم عمل مي كنند و موجب حركت اندام مي شود.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 16:1  توسط مجید  | 

بار الكتريكي

بار الكتريكي

 

 

انسان از زمانهاي دور با پديده هايي مشابه آنچه شما ديديد آشنا بوده است. بررسي اين پديده ها براي درك علت آنها باعث پيشرفت دانش و فناوري بسيار گسترده اي در اين زمينه شده است.

به اين مبحث از دانش، الكتريسيته گفته مي شود. واژه الكتريسيته از نام يوناني �الكترون� به معناي �كهربا� گرفته شده است.

براي بررسي الكتريسيته، ابتدا بايد با كميتي به نام �بار الكتريكي� آشنا شويم.

 

وقتي ميله اي پلاستيكي را با پارچه پشمي مالش مي دهيم، به علت مالش ميله به پارچه، در ميله تغييري ايجاد مي شود و ميله خاصيت جديدي را پيدا مي كند. از اين رو تكه هاي كوچك كاغذ را جذب  مي كند. در اين صورت مي گوييم ميله داراي بار الكتريكي شده است. در واقع مالش سبب ايجاد بار الكتريكي در اجسام مي شود.

 

نيرويي كه اجسام داراي بار به يكديگر وارد مي كنند، نيروي الكتريكي مي ناميم.

 

 

بررسي و تحليل مشاهدات بالا دو واقعيت مهم را نشان مي دهد.

الف) نيروي الكتريكي موجود بين جسم هايي كه داراي بارالكتريكي هستند، گاهي ربايشي و گاهي رانشي است.

ب) دو نوع بار الكتريكي وجود دارد.

 

فرانكلين فيزيكدان آمريكايي براي تشخيص بارهاي الكتريكي از يكديگر آن ها را نامگذاري كرد:

او بار الكتريكي روي لاستيك و بادكنك (يا بارهاي مشابه) را بار الكتريكي منفي و بار الكتريكي روي شيشه، پارچه پشمي و (بارهاي مشابه آن) را بار الكتريكي مثبت ناميد.

 

دو قاعده ي اساسي الكتريسيته درباره نيروهايي كه دو جسم باردار به يكديگر وارد مي كنند.

 

1- دو جسم كه بار الكتريكي همنام دارند(هر دو منفي، يا هردو مثبت) بر يكديگر نيروي رانشي وارد     مي كنند.

 

2- دو جسم كه بار الكتريكي غير همنام (يكي منفي و ديگري مثبت) دارند، بر يك ديگر نيروي ربايشي وارد مي كنند.

 

مي دانيم كه همه مواد از اتم ساخته شده اند، هر اتم از تعدادي پروتون (p) و نوترون (n) كه هسته ي آن را مي سازند و تعدادي الكترون (e) كه به دور هسته در حال چرخش هستند، ساخته شده است.

 

بار الكتريكي مثبت به پروتون ها و بار الكتريكي منفي به الكترون ها و بار صفر به نوترون ها نسبت داده مي شود.

مقدار بار الكتريكي پروتون و الكترون يكسان است. بار الكتريكي الكترون و پروتون كه كوچكترين بارالكتريكي به شمار مي آيد بار پايه ناميده مي شود و با نماد e نمايش داده مي شود.

 

يكاي اندازه گيري بارالكتريكي كولن (c) نام دارد و مقدار آن برابر است با:      

e = ۱/۶ x ۱۰-۱۹ C              

بار الكترون با e- و بار پروتون با e+ نشان داده مي شود.

 

در يك اتم در حالت عادي پروتون ها هميشه با تعداد الكترون ها برابر است،در نتيجه، چون اتم در حالت عادي داراي دو نوع بار الكتريكي مثبت و منفي به مقدار مساوي است، اتم از نظر بارالكتريكي خنثي است.

 

اتم چگونه داراي بار الكتريكي مي شود:

الف) اگر از اتم، الكتروني جدا شود، چون تعداد پروتون هاي آن از تعداد الكترونهايش بيش تر مي شود. داراي بار الكتريكي مثبت مي شود.

ب) اگر تعدادي الكترون به يك اتم افزوده شود، چون تعداد الكترونهاي آن از تعداد پروتون هايش بيش تر  مي شود. داراي بارالكتريكي منفي مي شود.

 

نكته: اگر جسمي بر اثر دادن يا گرفتن الكترون، بار الكتريكي پيدا كند مي توان نوشت: q=n.e

q = بارالكتريكي بر حسب كولن

 n= تعداد الكترونهاي مبادله شده

 e= باريك الكترون

 

مثال: براي آنكه در جسمي خنثي بار الكتريكي 4/6 ميكروكولن ( 6-10 � 4/6 كولن ) ایجاد شود، چه تعداد الكترون بايد از آن گرفته شود؟

q = ۶/۴ x ۱۰-۶ C

e = ۱/۶ x ۱۰-۱۹ C

n = ?

 

تعداد الكترونهايي كه بايد از اتم گرفته شود.

 

توجه: باردار شدن اتم ها فقط از طريق انتقال الكترون انجام مي شود و پروتون ها در اين كار نقشي ندارند، زيرا پروتون ها ذرات سنگيني هستند كه با نيروي بسيار زيادي در هسته ي اتم نگه داشته شده اند و نمي توان آن ها را به راحتي الكترون از اتم جدا كرد.

 

پايستگي بار الكتريكي:

مي دانيم كه براي بارداركردن يك جسم بايد تعدادي الكترون به آن بدهيم و يا از آن بگيريم. در اين مبادله ي الكترون ها، هيچ گاه الكتروني توليد نمي شود و يا از بين نمي رود بلكه الكترون ها تنها از جسمي به جسم ديگر منتقل مي شوند.

لذا با توجه به اينكه الكترون داراي مقدار معيني بار الكتريكي است، مي توان گفت:

"بار الكتريكي به وجود نمي آيد و از بين نمي رود، بلكه از جسمي به جسم ديگر منتقل مي شود."

 

 اين اصل "پايستگي بار الكتريكي" ناميده مي شود.

 

مواد جامد را بر اساس رساناي الكتريكي آن به سه گروه رسانا، نيمه رسانا و نارسانا تقسيم بندي مي كنند.

 

1- در بعضي از مواد جامد الكترونهاي آخرين لايه هر اتم (الكترونهاي آزاد) مي توانند به آساني با گرفتن اندكي انرژي از اتم خود جدا شده و در داخل ماده جامد آزادانه جابه جا شوند. جابه جايي الكترون موجب رسانش الكتريكي ماده مي شود. اين گونه مواد را رساناي الكتريكي مي ناميم. جسم هايي مانند مس و ساير فلزات كه به علت داشتن الكترون آزاد، بار الكتريكي درون آن ها شارش مي كند رسانا مي نامند.

 

2- در مواد جامد ديگر، الكترون ها براي رها شدن از اتم يا مولكول خود، انرژي زيادي لازم دارند و چون معمولا اين انرژي را به دست نمي آورند نمي توانند آزادانه جابه جا شوند، اين گونه مواد را نارساناي الكتريكي (عايق يا دي الكتريك) مي نامند.

جسم هايي مانند ميله پلاستيكي و شيشه اي كه الكترون ها نمي توانند در آن ها آزادانه حركت كند و در نتيجه بار الكتريكي را از خود عبور نمي دهند، نارسانا مي نامند.

 

3- دسته ديگري از مواد وجود دارند كه در آن ها مقدار كمي الكترون به دليل ارتعاش هاي گرمايي يا عوامل ديگر، انرژي لازم براي رها شدن را به دست مي آورند و در رسانش الكتريكي شركت مي كنند. اين مواد را نيمه رسانا مي ناميم.

سيليسيوم وژرمانيوم از اين گروه مواد هستند. از نيم رسانا در ساختمان ديود، ترانزيستور و مدارهاي الكتريكي استفاده مي شود.

 

نكته: وقتي به يك جسم نارسانا بار التريكي داده مي شود، بار در محل داده شده بـه جـسـم باقي       مي ماند و در جسم جابه جا نمي شود ولي وقتي به جسم رسانا بارالكتريكي داده مي شود آن بارالكتريكي در محل داده شده ساكن نمي ماند و در سطح خارجی جسم توزيع مي شود. در يك جسم رساناي باردار در مكان هاي برجسته و تيز, تجمع بار بيش تر از ساير نقاط است.

 

الكتروسكوپ، آشكار ساز الكتريكي:

الكتروسكوپ وسيله اي است داراي يك ورقه ي طلا يا آلومينيوم كه روي يك تيغه فلزي قرار دارد. تيغه فلزي به يك كلاهك رسانا متصل شده است كه مجموع كلاهك، تيغه ي فلزي و ورق طلا در يك قاب عايق دارد.

 

الكتروسكوپ در موارد زير مورد استفاده قرار مي گيرد:

1- آيا جسم داراي بار الكتريكي است؟

2- جسم چه نوع باري دارد؟

3-جسم رساناست يا نارسانا؟

 

1) تشخيص وجود بار در اجسام به وسيله الكتروسكوپ

جسم را به آرامي به كلاهك الكتروسكوپ بدون باري نزديك مي كنيم و نزديك كلاهك نگاه می داريم. اگر جسم داراي بار الكتريكي باشد،با نزديك كردن آن الكترونهاي آزاد الكتروسكوپ تحت تاثير نيروهاي رانش و ربايش آن جابه جا شده و ورقه ها بارهاي همنام پيدا مي كنند و از هم جدا مي شوند. در صورتيكه جسم بدون بار الكتريكي باشد در ورقه ها هيچ تغييري مشاهده نمي شود.

 

2) تعيين نوع بارالكتريكي جسم

اگر الكتروسكوپ داراي بارالكتريكي باشد، وقتي ميله اي با بارالكتريكي غير هم نام به كلاهك الكتروسكوپ نزديك كنيم، زاويه دو ورقه طلا كم مي شود و اگر ميله اي با بار الكتريكي هم نام به كلاهك الكتروسكوپ نزديك كنيم، زاويه دو ورق طلا زياد مي شود.

 

3)جسم رساناست يا نارسانا

براي آنكه تعيين كنيم جسم رساناست يا نارسانا، هرگاه آن را به كلاهك الكتروسكوپ باردار تماس دهيم، اگر جسم رسانا باشد، قسمتي از بارهاي الكتريكي الكتروسكوپ به جسم منتقل شده و فاصله، دو ورقه طلا از هم كم مي شود و اگر جسم نارسانا باشد، بارالكتريكي به جسم منتقل نشده و فاصله ي ورقه ها از هم تغييري نمي كند.

 

ايجاد باردر الكتروسكوپ:

1- ايجاد بار توسط تماس:

وقتي ميله اي باردار را به كلاهك الكتروسكوپ تماس مي دهيم، قسمتي از بارهاي الكتريكي به كلاهك دستگاه منتقل مي شود.

در اين صورت الكتروسكوپ داراي بارالكتريكي مي گردد و بارهاي الكتريكي در آن پخش مي شود و ورقه هاي طلا داراي بارهاي الكتريكي هم نام شده و يكديگر را دفع مي كنند و از هم دور مي شوند.

 

2- ايجاد بار توسط القاء:

اجسام رسانا در اثر مالش باردار مي شوند اما بار آن ها به راحتي مي تواند به دست ما انتقال يابد و در آن ها باقي نمي ماند.

معمولا در اجسام رسانا از روش القا استفاده مي شود. در اين روش يك جسم رسانا را بدون تماس با آن باردار مي كنيم.

باردار كردن دو كره رسانا از طريق القاء:

 

 

مراحل باردار كردن يك كره رسانا از طريق القا:

 

الف) با نزديك ميله پلاستيكي باردار الكترونهاي آزاد كره به سمت راست حركت كرده و در سمت چپ كره بار مثبت به وجود مي آيد.

ب) با تماس كره به زمين، الكترونهاي آزاد از كره به زمين جاري مي شوند و بارهاي مثبت به دليل جاذبه بارهاي منفي ميله پلاستيكي جابه جا نمي شوند.

پ) تماس كره با زمين قطع مي شود(در مجاورت ميله باردار)

ت) با دور كردن ميله پلاستيكي از كره بارهاي مثبت در سطح كره پخش مي شوند.

 

مراحل باردار كردن الكتروسكوپ به روش القاء:

 

آذرخش (صاعقه)، برقگير:

ابرها به علت مالش به هوا يا كوه هاي بلند و يا القاي الكتريكي، داراي بارمثبت و يا منفي مي شوند. در بيش تر موارد، قسمت رو به پايين ابر (نزديك زمين) داراي بارمنفي و قسمت بالاي آن داراي بار مثبت   مي شود، اگر دو ابر چنان به هم نزديك شوند كه قسمت هايي از آن ها كه داراي بارهاي ناهمنام است، مجاور هم قرار گيرند، امكان دارد تخليه الكتريكي بين دو ابر صورت گيرد، كه معمولا با جرقه هاي بزرگ توليد گرما و صدا همراه است.
اين عمل را تخليه الكتريكي مي نامند.

به تخليه ي الكتريكي بين ابروزمين �آذرخش يا صاعقه� گفته مي شود.

 

برق گير يا رساناي آذرخش

آذرخش پديده ي بسيار خطرناكي است. زيرا در اثر شارش ناگهاني و بسيار عظيم بارالكتريكي انرژي زيادي را آزاد مي كند. اين پديده مي تواند به ساختمان ها و ... خسارت هاي جدي وارد سازد.

براي حفاظت ساختمان ها در برابر آذرخش، از وسيله اي به نام برق گير استفاده مي كنند.

برق گير كابل ضخيمي با نوك تيز است. قسمت نوك تيز برق گير را در بالاترين نقطه ي ساختمان نصب  مي كنند و انتهاي كابل آن را در اعماق مربوط به زمين قرار مي دهند، تيزي نوك كابل سبب مي شود كه در صورت به وجود آمدن آذرخش، خسارتي به ساختمان وارد نشود.

 

رسوب دهنده ي الكتريكي

دودهاي سياه غليظ و گرد و غباري كه از دودكش كارخانه ها بالا مي روند را مي توان توسط رسوب    دهنده ي الكتريكي از هوا جدا كرد و مانع ورود آن ها به هوا شد.

رسوب دهنده ي الكتريكي از توري فلزي نازكي با بارالكتريكي مثبت و دو تيغه فلزي كه به زمين متصل هستند تشكيل شده است. ذرات دود و گرد و غبار به هنگام عبور از ميان توري فلزي  داراي بار مثبت     مي شوند. ذره هاي دودباردار شده، از توري رانده مي شوند وروي تيغه ها رسوب مي كنند.به اين ترتيب از هوا جدا مي گردند، تيغه ها را گاه گاه بازدن ضربه مي تكانند تا دوباره آماده ی كار شوند.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 13:49  توسط مجید  | 

شیمی مواد پاک کننده



تصویر

نگاه کلی

منظور از پاک کننده‌ها (detergehts) ، موادی هستند که ذره‌های چربی و چرک را از پارچه‌ها و یا اجسام دیگر بزدایند و در انواع مختلف تهیه می‌شوند. اولین ماده ای که به عنوان شوینده ساخته شد، صابون بود. از عمر صابون صدها سال می‌گذرد. آخرین دستگاههای صابون کشف شده ، مربوط به 2000 سال پیش است، 700 سال است که صابون‌سازی بطور صنعتی و به مقادیر زیاد ساخته می‌شود و 200 سال است که ساخت آن ، متحول گشته و به صورت کلاسیک و مدرن در آمده است.

از آن زمان تا کنون ، تعداد شوینده‌ها به حدی رسیده که قابل شمارش نیست، بطوری که امروزه در حجم انبوهی از شوینده‌ها ، به همراه تبلیغات آنها مواجه شده‌ایم. در حال حاضر در برخی کشورها ، تقریبا بیش از 80 درصد از مواد پاک کننده مصرفی از شوینده‌های سنتزی تهیه می‌شوند. لکن در مصارف عمومی واژه صابون ، مشخص کننده یک نمک فلز قلیایی یا آمونیوم یک اسید کربوکسیلیک راست زنجیر با تعداد 10-18 اتم کربن

از طرف دیگر ، صابون‌های فلزی ، کربوکسیلاتهای قلیایی خاکی یا فلزات سنگین با زنجیره طویل هستند. این صابون‌ها در آب نامحلول بوده و در سیستمهای غیر آلی ، به عنوان مثال مواد افزودنی به روغنهای روان کننده ، جلوگیری کننده از زنگ زدگی ، ضد آب کردن مواد و سوختهای ژلاتین‌دار (مواد سوختنی مانند بنزین که با مواد غلیظ کننده ممزوج شده‌اند و از آنها در بمب‌های ناپالم و شعله افکن‌ها استفاده می‌شود) ، قارچ‌کشها دارای کاربرد می‌باشد.

خصوصیت قابل توجه این است که عدم توازن پلاریته (قطبیت) در داخل مولکول صابون‌ها و مواد شوینده و پاک کننده ، موجب ابراز قابلیت انحلال و ماهیت فاز غیر معمول در حلالهای قطبی و غیر قطبی می‌شود. این رفتار ، دقیقا باعث سودمندی چنین ترکیباتی در زمینه‌های خیس شوندگی ، قابلیت انحلال ، شویندگی (در مورد شستشو و خشک شویی بصورت ترامان) ، رنگرزی و بسیاری از سایر فراورده‌های صنعتی و خانگی است.

ترکیب اساسی ساختمان مولکولی پاک کننده‌ها موجب بوجود آمدن چنین صفاتی می‌گردد.

تصویر
است و نام مواد شوینده به مواد صناعی با ساختمان مشابه اطلاق می‌شود. از این مواد ، در مصارف عدیده ای از جمله برای پاک کردن ، شستشو و در فرایندهای نساجی و غیره استفاده می‌گردد.

انواع مواد پاک کننده

صابون (Soap)

صابون‌ها را می‌توان از هیدرولیز قلیایی چربیها و روغن‌های طبیعی (استر اسیدهای چرب با گلیسرول) مانند پیه ، روغن‌های نارگیل ، زیتون ، نخل و تالو تهیه کرد که این واکنش به نام فرایند صابونی شدنSaponification) موسوم است:


C3H5(OOCR)3 + 3NaOH → 3NaOOCR+C3H5(OH)3
(
باید توجه داشت که در روشهای جدید ، از هیدرولیز مستقیم چربی‌ها بوسیله آب در دمای زیاد استفاده می شود. این موضوع ، تصفیه و ایزولاسیون اسیدهای چرب را که به صابون‌ها خنثی می‌شوند، ممکن ساخته، اساس یک فرایند پیوسته را بوجود می‌آورد. از نقطه نظر شیمیایی ، صابون‌ها ، نمکهای فلزی اسیدهای چرب (اسیدهای کربوکسیلیک) راست‌زنجیر با حدود 10-18 اتم کربن می‌باشند.

با اینکه همه نمکهای فلزی اسیدهای چرب ، صابون هستند، اما تنها نمکهای قلیایی مانند (سدیم و پتاسیم) در آب حل می‌شوند و خاصیت پاک‌کنندگی دارند. نمکهای فلزهای قلیایی خاکی (مانند کلسیم و منیزیم و..) در آب حل نمی‌شوند. از این رو صابون‌های معمولی در آب سخت در مجاورت یون‌های کلسیم و منیزیم رسوب می‌کنند. به این ترتیب صابون خوب کف نمی کند و خاصیت پاک کنندگی خود را از دست می‌دهد.

نمکهای آلومینیوم اسیدها نیز در آب نامحلول و در روغن‌ها محلول هستند و از این ماده ، در چربی‌های نرم کننده ، رنگ ، روغن جلا و ضد آب کردن مواد استفاده می‌شود. نمک اسیدهای فلزات سنگین مانند کبالت یا مس نیز بعنوان ماده خشک کننده در رنگهای ساختمانی و جوهر ، قارچ کش ها و مواد ضد آب استفاده می‌شود.

کیفیت و مرغوبیت صابون ، به نوع چربی روغن بکار رفته بستگی دارد. لذا از خالصترین و بی‌بو ترین آنها استفاده می‌گردد. علاوه بر چربی و قلیا مواد افزودنی دیگری هم در فرمولاسیون صابون وارد می‌شوند. این مواد عبارتند از:مواد جلوگیری کننده از اکسیداسیون مثل تری اتانول آمین اولئات ، مواد جلوگیری کننده از فساد صابون مانند دی سیانو دی آمیدو سدیم سولفانیلات ، روغن‌های معطره برای ایجاد بوی خوب صابون و غیره.

پاک کننده های سنتزی (Synthetic detergents)

مواد شوینده سنتزی که امروزه بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرند، مانند صابون ، از یک زنجیر هیدروکربن متصل به نمک یک اسید محلول در آب تشکیل شده است. البته در تهیه این پاک کننده‌ها باید توجه داشت که طول زنجیر و نوع هیدروکربن مورد استفاده بطور مناسب انتخاب گردد. از گروههای قطبی مشتق شده از اسید سولفوریک در حد بسیار عمومی برای جایگزینی کربوکسیلات استفاده می‌گردد.

بعنوان مثال می‌توان به آلکیل سولفاتها (ROSO3Na) ، آلکان سولفوناتها (RSO3Na) و آلکیل آریل سولفوناتها (R-C6H4-SO3Na) اشاره کرد و از مهمترین این مواد می‌توان سدیم لوریل (دودسیل) سولفات
(C12H25-OSNa) و سدیم دودسیل بنزن سولفونات (C12H25-C6H4-SO3-Na) را که دارای قدرت پاک کنندگی بالایی هستند، نام برد. استرها و آمید اسیدهای چرب نیز که از تورین (H2NCH2CH2SO3H) و اسیدایزاتیونیک (HOCH2CH2SO3H) تهیه می‌شوند، از جمله اولین ترکیبات سنتزی تلقی می‌شوند. مضافا ، آلکان فسفوناتها معرف نوع دیگری از مواد صناعی آنیونی می‌باشد.

از طرف دیگر احتمال دارد که تغییر و اصلاح گروههای قطبی بوسیله تغییر در علامت بار الکتریکی یون فعال در سطح مسیر شود. یک مثال بسیار معروف از مواد شوینده کاتیونی (invert soaps) ، ملح آمونیوم نوع چهارم این طبقه بفرمول C16H33N(CH3)Br است. در طبقه دیگر یعنی مواد شوینده غیر معدنی ، گروه قطبی عبارت از گروه آب دوست غیر مجتمع شده می‌باشد که معمولا حاوی چند گانگی وظایف اکسیژن (اتر و الکل) است که در پیوند هیدروژنی با آب برگزیده شده است. مثالی در این مورد ، استر تهیه شده از یک اسید چرب و قند است.

از انواع عمومی دیگر ، می‌توان به پلیمریزاسیون تعدادی از واحدهای اکسید اتیلن با یک الکل اشاره کرد که دارای فرمول عمومی R-O-(CH2CH2O)2H می‌باشد. همچنین اکسیدهای آمین مانند R-N(CHsub>3)2→O و اکسیدهای فسفین منسوب آنها نیز تهیه شده‌اند. مهمترین شوینده های سنتزی عبارتند از:

صابون مایع

صابون مایع ، در واقع از نظر مواد تشکیل دهنده ، جزو صابون‌ها محسوب نمی‌شود و از پاک کننده‌ های سنتزی می‌باشد. البته اگر در ساختمان معمولی از روغن نارگیل زیاد و یا روغن هایی مثل روغن بزرک استفاده شود، می‌توان صابون را به صورت مایع در آورد. صابون‌های مایع ، علاوه بر ماده اولیه و اصلی خود ، دارای مواد دیگری مثل نرم کننده ، پاک کننده و کف کننده ، ضد باکتری و چرب کننده هستند.

تصویر

شامپوها

شامپوها نیز از پاک کننده های سنتزی هستند. ماده اصلی تشکیل دهنده شامپوها عبارتند از: عامل پاک کننده که خود شامل سه دسته مواد فعال سطحی آنیونی (مثل سدیم لوریل اتر سولفات و تری اتانول آمین سولفات ، آمفوتری (مثل بتائین کوکوآمیدوپروپیل) و غیر یونی هستند. عامل تقویت کننده کف (مثل بتائین) ، عامل حالت دهنده مو و عامل نگهدارنده (مواد ضدعفونی کننده و میکروب کش) ، عامل صدفی کننده مثل اتیلن گلیکول و عامل غلیظ کننده مثل نمک طعام و عامل رنگ و بو مثل عصاره گیاهان.

پودرهای لباسشویی

پودرها ماشین لباسشویی نسبت به پودرهای رختشویی چند ماده اضافه دارند که بر قدرت پاک کنندگی آنها می‌افزاید. یکی از این مواد ، پر بورات است که از سفید کننده ها و رنگ برهاست. اجزای اصلی پوردهای لباسشویی شامل موارد زیر هستند:
ماده اصلی و فعال (مواد غیریونی و آنیونی) که عامل پاک کنندگی و جدا کردن چرک از لباس است، عامل قلیایی کننده (مثل سیلیکات ها) که از خوردگی بدنه لباسشویی جلوگیری می کند، عامل سفیدکننده و رنگ سرکه معمولا پربورات سدیم است، عامل کنترل کننده کف و پاک کننده کمکی ، عامل کاهش سختی آب که به پاک کنندگی هم کمک می‌کند (مثل فسفات ها) ، عامل جلوگیری از رسوب مجدد چرک مثل CMC از شستن دوباره چرک روی لباس جلوگیری می‌کند، اپتیکال براتیز که باعث درخشندگی پارچه می‌شود، مواد میکروب کش و ضدعفونی کننده.

سفید کننده ها و رنگ برها

بسیاری از لکه برها موادی هستند که از آنها به عنوان سفید کننده ، ضدعفونی کننده و پاک کننده استفاده می‌شود. رایج ترین ماده ای که از آن به عنوان سفید کننده استفاده می‌شود، آب ژاول است که خاصیت ضدعفونی کننده نیز دارد، زیرا یک سفید کننده کلردار است و از سفید کننده های دیگر ، پربورات سدیم است که از آن ، بیشتر در خشک شویی‌ها و نیز در ترکیب پودرهای ماشین لباسشویی استفاده می‌شود. قدرت سفیدکنندگی پربورات از آب ژاول کمتر است.

آب اکسیژنه یا پراکسید هیدروژن هم یک ماده رنگ بر و سفید کننده است. علاوه بر مواد ذکر شده ، موادی مثل الکل ، آمونیاک ، استن ، اسید نیتریک ، اسید اگزالیک ، تربانیتن ، جوش شیرین ، کربنات سدیم ، تتراکلریدکربن و غیره نیز خاصیت رنگ بری و پاک کنندگی دارند.

قیاس صابون و پاک کننده های سنتزی

صابون‌ها در هنگام واکنش با ناخالصیهای یونهای فلزی موجود در آبهای طبیعی ، بویژه کلسیم و منیزیم ، منجر به تشکیل نمکهای نامحلول در آب می‌شوند و به صورت رسوب از آب جدا می‌شوند. اما نمکهای فلزات قلیایی خاکی و املاح فلزات سنگین مواد شوینده سنتزی در آب محلول هستند. لذا این شوینده ها در آب سخت نیز پاک کنندگی خوبی دارند و رسوب جدید تشکیل نمی‌دهند.

صابونهای کربوکسیلات در PH پایین ، هیدرولیز شده و به صورت صابون اسیدی نامحلول راسب می‌شوند، ولی شوینده های سنتزی ، پایداری زیادی در برابر اسیدیته از خود نشان می‌دهند. زیرا پاک کننده های صابونی ، نمکهایی هستند که آنیون تشکیل دهنده آنها ، به اسیدهای ضعیف تعلق دارند و در محیط اسیدی به راحتی هیدرولیز می‌شوند.

از دیگر تفاوتهای شوینده های سنتزی با صابونها ، تغییر و اصلاح در ساختار این مواد نسبت به مولکول صابون است که باعث ایجاد بهترین حالت تعادلی آب دوستی ف چربی دوستی و خصوصیات انحلال پذیری ، اثر میکروب کشی و ایجاد نرمی در منسوجات و غیره می‌شود.


پاک کننده های سنتزی به تنهایی از نظر قدرت پاک کنندگی با صابونها معادل نیستند، اما دو افزاینده مهم ، قابلیت تخمیر کنندگی آنها را به نحو قابل ملاحظه ای افزایش می‌دهد.
سدیم تری پلی فسفات که به عنوان یک سازنده بکار می‌رود، قابلیت شکستن و تعلیق برخی از خاکهای رسی ، رنگها و سایر مواد جامد بسیار ریز محلول در آب را داراست. بعلاوه این جسم با تعداد زیادی از یونهای فلزی ، کی‌لیت تشکیل می‌دهد.اک کننده های خانگی ، همچنین محتوی نیم تا یک درصد کربوکسی متیل سلولز (CMC) هستند که این جسم ، از واکنش سلولز با کلرواستیک اسید در محلول بازی تهیه می‌شود.

این ماده پلیمری ، قادر است که از رسوب مجدد جرم بر روی منسوجاتی که به وسیله پاک کننده ها پاک شده است، جلوگیری کند. سایر افزاینده های معمولی عبارتند از: مواد سفید کننده ، مواد کف زا و یا سایر مواد تنظیم کننده می‌باشد.

تصویر

علت اثر پاک کنندگی مواد پاک کننده

ذره های چربی و چرک ، جامدند و به پارچه یا بدن می‌چسبند و با شستشوی ساده و بوسیله آب زدوده نمی‌شوند، اما با صابون و دیگر شوینده ها شسته می‌شوند. اثر پاک کنندگی صابون وشوینده ها به این دلیل است که مولکول آنها از دو قسمت آبدوست (هیدروفیل) و آب گریز یا چربی دوست (هیدروفوب یا لیپوفیل) تشکیل شده است. قسمت آبدوست که همان سر نمکی صابون COO- یا گروه سولفات و دیگر گروههای قطبی در انتهای مولکول مواد شوینده است، مولکولهای آب را جذب می‌کند و در آب محلول می‌باشد و بوسیله حلالهای آلی دفع می‌شود. سر دیگر مولکولهای صابون و مواد شوینده سنتزی یک هیدروکربن با زنجیر طولانی است که آب را از خود دفع می‌کند، ولی در حلالهای آلی حل می‌شود.

پس از حل شدن مولکولهای صابون در آب از طریق قسمت یونی ، از بهم پیوستن زنجیرهای هیدروکربنی آب گریز ، مجموعه های بسیار کوچکی بوجود می‌آیند که سطح خارجی آن را آنیونهای آبدوست می‌پوشانند. این مجموعه های کوچک با مولکولهای آب ، پیوند هیدروژنی تشکیل می‌دهند و به صورت ذره های شناور در آب باقی می‌مانند.

بدین ترتیب مولکول صابون مانند پلی بین ذرات چربی و آب قرار گرفته، به واسطه انحلال ذرات چربی و چرک در ذره های شناور صابون از روی الیاف پارچه یا اجسام دیگر به داخل آب کشیده می‌شوند و با شستشو پاک می‌شوند. در شوینده های سنتزی نیز چربی ها و چرکها به زنجیر آلکیل می چسبند و گروه سولفونات سبب حل شدن آنها در آب شده، همراه با آب برده می‌شوند.

مواد پاک کننده و آلودگی محیط زیست

مواد شیمیایی می توانند در چرخه های طبیعی وارد و در مرحله ای خاص بوسیله باکتری‌ها تجزیه شوند. به عنوان مثال چربی‌های موجود در طبیعت که مولکولهای آنها شاخه جانبی در زنجیره هیدروکربنی ندارند و صابون معمولی را از آنها می‌سازند، بوسیله باکتریها تجزیه می‌شوند. تعدادی از شوینده های شنتزی ، بویژه آلکیل بنزن سولفوناتهای مشتق شده از مواد شیمیایی نفت ، دارای شاخه جانبی در زنجیره هیدروکربنی می‌باشند و توسط باکتریها تجزیه می‌شوند. از این رو ، باقی ماندن و تراکم این مواد غیر طبیعی ساخته دست بشر در طبیعت ، سبب آلودگی روزافزون آبها و مخازن زیرزمینی می‌شود.

برای جلوگیری از آلودگیهای روزافزون حاصل از این نوع پاک کننده ها ، هم اکنون در بسیاری از کشورها ، قوانین و مقررات ،اجازه استفاده از مواد شوینده مقاوم در برابر تجزیه بیولوژیکی (شوینده های سخت) را نمی‌دهد و کارخانجات بسوی تولید مواد شوینده نرم با ساختمانهای راست زنجیر سوق داده شده‌اند. اشکال اساسی دیگر شوینده های سنتزی ، ترکیبهای فسفردار آنهاست که برای تنظیم PH و جلوگیری از واکنش یونهای کلیسم و منیزیم موجود در آب سخت با ماده شوینده ، به آن افزوده می‌شود. فسفاتها در اعماق رودخانه ها و دریاچه ها رسوخ کرده، سبب رشد غیر عادی قارچها و جلبکها می‌شوند و به این ترتیب با مصرف اکسیژن محلول در آب توسط این گیاهان ، زندگی ماهی ها و دیگر آبزیان به خطر می‌افتد.

مباحث مرتبط با عنوان

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 0:18  توسط مجید  | 

اطلاعات مربوط به سيل، توفان و رعد وبرق

در هر سال به طور متوسط 140 نفر در اثر سيل همراه با توفان کشته مي شوند. بيشتر مرگ و مير در شب اتفاق مي افتد زيرا در شب هنگام توجه کمتري به خطرات ناشي از بالا آمدن سطح آب دارند. اگر سازمان هواشناسي نسبت به وقوع سيل مردم را مطلع سازد، در اين صورت مردم مي توانند خود را براي اين بلاي طبيعي آماده سازند.
*) عوامل به وجود آمدن سيل:
عوامل بسياري براي گسترش سيل وجود دارد، شامل پوشش ضخيم برف، سطوح يخ زده، خاک مرطوب، پوشش يخ بر روي رودخانه و باران سنگين مي باشد. در زمان توفان ذوب شدن برف با ضخامت زياد مي تواند بر روي سيل تاثير بگذارد ذوب شدن برف باعث افزايش ارتفاع آب هنگام باران سنگين مي شود. سطوح يخ زده هنگام وقوع سيل مانع نفوذ آب يا برف به درون زمين مي شوند. اگر خاک مرطوب و داراي آب زياد باشد آب بر روي سطح آن جاري شده و سيل اتفاق مي افتد. رودخانه هاي پرآب با افزايش ميزان آب به راحتي مي توانند موجب سيل در اطراف رودخانه شوند. از ديگر عواملي که در بوجود آمدن سيل موثراست تکه هاي يخ که در سطح آب از بالاسوي رودخانه به سمت پايين شناورند و پس از برخورد با پل باعث مسدود شدن آب و جاري شدن سيل مي شود. باران زياد نيز سبب سيل مي شود باران شديد همراه با عوامل ديگر مي تواند مساحت زيادي را از آب بپوشاند که بسيار خطرناک مي باشد. بايد اشاره نمود که تنها شش اينچ از آب مي تواند به پاي شخصي ضربه وارد مي کند و دو فوت از آب نيز مي تواند اکثر اتومبيل ها را بلند مي کند.

*) نکاتي براي آماده شدن در برابرسيل وجود دارد:
مکانهايي که در معرض سيل قرار دارد توسط دپارتمان زمين شناسي محلي و ايستگاه هواشناسي تعيين مي شوند. ساکنين مناطق سيل زده بايداز قبل از کميتهاي اضطراري، علائم هشدار خطر، مسيرهاي فرار و مکانهايي که بعنوان پناهگاه در زمان خطر در نظر گرفته شده اطلاع داشته باشند به همين منظور توجه به نکات ذيل الزامي مي باشد:

- به همراه خانواده براي تمرين از مسيرهاي فرار هنگام سيل در نظر گرفته شده عبور کنيد.
- ازافرادي که در حالت خاص مي باشند مانند افراد مسن يا افراد بستري شده يا هرکسي که ناتوان است آگاهي داشته باشيد.
- تهيه و نصب پمپ لجن کش با توان اضافي.
- گذاشتن در پوش بر روي زهکشي ها و توالتها و مجراي فاضلاب تا مانع ورود آن به آب خوراکي شود.

*) مواردي که در زمان توفان بايد بدانيم:
توفانهاي شديدي که توسط ايستگاه هواشناسي اعلام مي شود زماني است که شرايط آب و هوايي براي آن (بادهاي مخرب بيش از 58 مايل بر ساعت و تگرگ به قطر 0.75 اينچ) توسعه پيدا کرده است. در اين زمان گوش دادن به راديو براي گرفتن اطلاعات بيشتر الزاميست.
زماني از توفان شديد مطلع مي شويم که اطلاعات رادار وقوع توفان را نشان مي دهد. در اينصورت خطر جدي مي باشد و بايد به مکان امن برويم تا آرام نشدن توفان خارج نشويم.

- اگر در خانه هستيم :
+ به راديو گوش دهيم تا آخرين اخبار را از ايستگاه هواشناسي داشته باشيم.
+ از وسايل الکتريکي و تلفن استفاده نکنيم زيرا مي تواند عامل انتقال جريان برق باشد.
+ از شير آب يا هر منبع آب استفاده نکنيم چون لوله هاي فلزي آب جريان برق را منتقل مي کند.

- اگر در خارج خانه هستيم:
+ تلاش براي رفتن به ساختمان يا ماشين، داشتن کفشهايي با تخت پلاستيکي براي اينکه از رعد و برق در امان باشيم.
+ اگر ساختماني پيدان نکرديد به مکاني باز و وسيع برويد و بر روي زمين چمباتمه بزنيد(دستها روي زانو) هر چه سريعتر که امکان دارد (اگر در جنگل هستيد درختان کوتاه را پيدا کنيد هرگز زير درختان بلند نرويد) بدانيد که پتانسيل سيل براي فضايي که در سطح پايين قرار دارد مانند دره ها و بستر نهرها و حفره ها وجود دارد.
+ به ساختمانهاي بلند مانند برجها، درختان بلند، حصارها خطوط تلفن يا برق نزديک نشويد.
+ از رودخانه ها ، درياچه و ديگر بستر آبها دور بمانيد.
+ اگر در مکاني که قرار داريد و موهاي شما سيخ شده است نشان دهنده ضربه رعد و برق مي باشد بنابراين به سمت جلو خم شويد و دستها را روي زانو قرار دهيد وقتيکه پاهايتان را بهم چسبانيده و دولا شويد و تمام وسايل فلزي را از خود دور کنيد و هرگز روي زمين دراز نکشيد.
+ اين مهم مي باشد شما بدانيد در خطر رعد وبرق هستيد اگر شما صداي رعد را شنيديد توفان به شما نزديک مي شود و معناي آن نيست که فقط زماني که توفان بالاي سر شماست بايد از آن دوري کنيد. زمانيکه نور را ديديد به درون وسيله نقليه خود برويد قبل از اينکه تا 30 بشماريد رعد را نمي شنويد تا 30دقيقه بعد از اينکه صداي تق را شنيديد درون وسيله نقليه بمانيد.
+ توفانهاي تابستاني هميشه همراه باد مي باشند و بعضي اوقات همراه با باران کم هستند. معمولا سرعت بادها 15-13 مايل بر ساعت است که در کوهستانها بيشتر مي باشد ودر هر جهتي مي وزند اگر خودتان يا بچه هايتان بيرون مي باشيد هرگز زير درختان فرسوده ودر حال مرگ نرويد زيرا اين درختان بدون خبر مي افتند.

- اگر درون اتومبيل مي باشيد:
+ ماشين خود را کنار جاده دور از ساختمانها پارک کنيد.
+ درون ماشين بمانيد و چراغ چشمک زن را روشن کنيد.
+ از رفتن به جاده هايي که سيل در آن اتفاق افتاده پرهيز کنيد.

*) ايمني در مورد رعد وبرق
در آمريکا هر ساله بيش از 1000نفر تحت تاثير رعد وبرق قرار مي گيرند وبيش از 100 نفر در اثر برخورد با آن کشته مي شوند. اگر شما در خارج از خانه گرفتار توفان شديد شديد هميشه به دنبال پناهگاه باشيد. اگر شانس نياوريد رعد وبرق از شما براي انتقال جريان به زمين استفاده مي کند. پناهگاه مناسب مي تواند ساختمان يا يک ماشين باشد. اگر جايي پيدا نکرديد هرگز زير درخت نرويد. درختها جاذب رعدو برق مي باشند. پاهايتان را تا جاييکه ممکن است نزديک به هم قرار دهيد و دولا شويد و سرتان را پايين آوريد بدون اينکه با زمين تماس داشته باشد.
هرگز بر روي زمين دراز نکشيد زيرا بعد از اينکه رعد و برق با زمين برخورد مي کند پتانسيل الکتريسيته از نقطه تماس به سمت بيرون ساطع مي شود. اگر بدن شما در اين مسير باشد از آن عبور مي کند. که مي تواند موجب توقف ناگهاني قلب شود. به ديگر اعضا و مغز صدمه وارد نمي کند. اگر بدن شما نزديک سطح زمين باشد و کمترين سطح بدن شما با زمين در تماس باشد در صورت رعد و برق شما زخمي مي شويد.

از تماس با لوله هاي دستشويي و حمام پرهيز کنيد رعد و برق در برخورد به خانه شما باعث شارژ الکتريسيته در لوله هاي حمام و دستشويي مي شود البته اين احتمال بسيار کم است زيرا در حال حاضر در خانه ها از لوله هاي PVC استفاده مي کنند مگر اينکه شما اطلاع نداشته باشيد.

 





+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم بهمن 1388ساعت 16:33  توسط مجید  | 

بخش تحقیقات علوم چوب و فراورده های آن



امروز تحقيق در صنعت و كشاورزي، عاملي مهم جهت توسعه اقتصادي در دنيا مي‌باشد. اين نياز در كشور ايران نيز همگام با رشد اقتصادي وصنعتي بشدت احساس مي‌گردد. استفاده از سرمايه‌هاي انساني در جهت افزايش كيفيت و كميت محصولات توليدي جز با آموزش، تحقيق و توليد ميسر نخواهد شد. در اين راستا مؤسسات و سازمانهاي تحقيقاتي نقش بسزايي در زمينه پژوهش را ايفا مي‌نمايند. بخش تحقيقات علوم چوب و فرآورده‌هاي آن مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور از جمله بخش‌هاي تحقيقاتي است كه رسالت در جهت اعتلاي تحقيق و پژوهش در صنايع چوب و كاغذ را عهده‌دار مي‌باشد.
محورهاي كلي بخش تحقيقات علوم چوب و فرآورده‌هاي آن برپايه دسترسي به منابع ليگنوسلولزي جانشين، افزايش بهره‌وري در صنايع چوب و كاغذ، كاهش ضايعات، استفاده صحيح و اصولي از منابع چوبي موجود و افزايش عمر مفيد چوب مي‌باشد.
با توجه به اين رسالت خطير، بخش تحقيقات علوم چوب و فرآورده‌هاي آن اهداف زير را سر لوحه برنامه‌ريزي‌هاي تحقيقاتي قرار داده است.
- شناسايي منابع اوليه ليگنوسلولزي چوبي و غير چوبي كه از پتانسيل مصرف در فرآيندهاي توليد صنايع سلولزي برخوردار هستند.
- بررسي ويژگيهاي بنيادي و كاربردي انواع مواد اوليه چوبي و غير چوبي براي توسعه فرآيندهاي كاربردي
- تحقيق در جهت كاهش ضايعات و استفاده از ضايعات بهره‌برداري شده از جنگل، ضايعات كشاورزي و چوب آلات كم قطر
- تحقيقات بنيادي در فرآيندهاي صنايع سلولزي براي بهينه سازي محصولات توليدي
- تحقيقات توسعه‌اي ـ كاربردي در فرآيندهاي صنايع سلولزي در راستاي بكارگيري فرآيند‌هاي جديد و توسعه فرآيندهاي بهينه و بومي شده.
- تحقيق در استانداردهاي ملي و بين‌المللي در راستاي ارتقاء كيفيت محصولات توليدي
- ارائه خدمات تحقيقاتي ـ توسعه‌اي به سازمانهاي توليد كننده و مصرف كننده مواد اوليه ليگنوسلولزي و كارخانه‌هاي توليدي و تشريك مساعي متقابل
- ارائه خدمات تحقيقاتي ـ آموزشي به مؤسسات آموزشي در سطوح مختلف تحصيلي
به منظور دستيابي به اهداف فوق بخش تحقيقات علوم چوب و فرآورده‌هاي آن سعي در گردهم آوردن اطلاعات جديد، نيروي انساني كارآمد در سطوح مختلف تخصصي و تجهيزات مدرن داشته و با در اختيار داشتن فضاي مناسب تحقيقاتي به بزرگترين مجتمع تحقيقاتي علوم و تكنولوژي چوب و فرآورده‌هاي آن در سطح كشور و يكي از بزرگترين مجتمع‌هاي تحقيقاتي منطقه‌اي در زمينه فوق تبديل شده است.
فعاليت‌هاي بخش تحقيقات علوم چوب و فرآورده‌هاي آن مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور به بررسي همه جانبه‌اي در جهت تشخيص نقاط ضعف و قوت صنايع چوب و كاغذ كشور و رفع نواقص موجود پرداخته است. امروزه تلاش در جهت بهره‌وري پايدار از جنگلها و منابع ليگنوسلولزي ايران بخش تحقيقات علوم چوب و فرآورده‌هاي آن را بعنوان قطبي بزرگ در جهت تحقيق و رسيدن به خودكفايي سلولزي و توليد از منابع جانشين و استفاده از چوب و مواد ليگنوسلولزي با ارزش افزوده بالاتر قرار داده است.
بخش تحقيقات علوم چوب و فرآورده‌هاي آن در راستاي انجام وظايف تحقيقاتي خطير خود بصورت تخصصي و تفكيكي به امر پژوهش و تحقيق پرداخته است، كه اين وظايف در قالب چهار گروه تخصصي صورت مي‌گيرد.

 گروه تحقيقات فيزيک و مکانيک چوب و فرآورده هاي چوبي
 گروه تحقيقات توسعه صنايع و فرآورده هاي مرکب چوب
 گروه تحقيقات شيمي چوب و خمير کاغذسازي
 گروه تحقيقات حفاظت و اصلاح چوب
 

1- گروه تحقيقات فيزيك و مکانيک چوب و فرآورده هاي چوبي

الف: زيرگروه بيولوژي و آناتومي چوب

اين زيرگروه در تحقيقات بنيادي شناخت ويژگيهاي ماده اولية چوبي و غير چوبي و جمع آوري اطلاعات مورد نياز فعاليت دارد. اين گروه تحقيقاتي با در اختيار داشتن تجهيزات لازم طي ساليان گذشته فعاليت‌هاي گسترده‌اي داشته و در حال توسعه و گسترش فعاليت‌ها و جذب تجهيزات مدرن‌ و جديدتر است. در حال حاضر، اين زيرگروه داراي آزمايشگاهي است كه مجهز به دستگاههايي نظير ميكروسكوپ نوري متصل به كامپيوتر با قابليت ذخيره و آناليز تصاوير، ميكروتوم، انواع ميكروسكوپهاي پروژكتيو و استريوميكروسكپها و ساير امكانات لازم جهت بررسي خصوصيات آناتوميكي و فيزيكي و مورفولوژيكي الياف چوب گونه‌هاي مختلف بوده و طرحهاي متعددي در اين زمينه‌ها در آن در حال اجرا مي‌باشد.

آزمايشگاه فيزيك و مكانيك چوب و فرآورده هاي چوبي

ب: زيرگروه فيزيك و مكانيك چوب

اين زيرگروه در زمينه شناخت ويژگيهاي مكانيكي و كاربردي چوب و محصولات چوبي و كاغذ در حال فعاليت است . از جمله گروه‌هاي تحقيقاتي بخش تحقيقات علوم چوب و فرآورده‌هاي آن است كه از اوايل تشكيل بخش فعاليت داشته و اطلاعات كاربردي در مصرف بهينه چوب را جمع آ وري و در اختيار سازمانها و مؤسسات مربوطه قرار مي‌دهد . با توجه به ماهيت كار، اين زيرگروه تحقيقاتي با ساير گروههاي تحقيقاتي در ارتباط نزديك بوده و به ديگر گروهها نيز خدمات تحقيقاتي، آزمايشگاهي ارائه مي‌كند.
اين زيرگروه با در اختيار داشتن يك دستگاه ماشين آزمايشگر مقاومت مكانيكي مدل 1186- INSTRON ، ماشين مقاومت به ضربه مدل WP5- INSTRON و يك سردخانه به حجم 8 مترمكعب توانايي انجام كليه آزمايشات مكانيكي را بر روي چوب و ساير فرآورده‌هاي چوبي در شرايط مختلف محيطي از نظر دما و رطوبت دارا مي‌باشد. از جمله امكانات ديگر اين گروه داشتن اتاق آزمايشگاهي كليماتيزه تحت شرايط محيطي رطوبت و دما است.

آزمايشگاه فيزيك و مكانيك چوب و فرآورده هاي چوبي
 

2- گروه تحقيقات توسعه صنايع و فرآورده هاي مركب چوبي

اين گروه تحقيقاتي با در اختيار داشتن تجهيزات مدرن و نيمه صنعتي تحقيقات محصولات اوراق فشرده چوبي بويژه در زمينه هاي خرده چوب، تخته فيبر، تخته فيبر با دانسيته متوسط (MDF)، تخته‌هاي عايق، تخته رشته چوب، تخته چندلايه، چوب‌هاي لايه‌اي، كامپوزيت‌هاي الياف چوب / پليمر، چوب گچ، چوب سيمان و تخته‌هاي مركب در زمينه تحقيقات بنيادي، كاربردي و توسعه‌اي فرآيندها و تكنولوژيهاي صنايع چوب فعاليت داشته و از طريق تركيب و تلفيق نيروي انساني كارآمد و تجهيزات مدرن جوابگوي نيازهاي تحقيقاتي سازمان‌ها و مؤسسات اجرائي و كارخانه‌هاي توليدي است. برخي از تجهيزات آزمايشگاهي اين گروه بشرح زير است:

آزمايشگاه گروه  تحقيقات توسعه صنايع وفرآورده های مرکب چوبی

خردكن استوانه‌اي آزمايشگاهي، پوشال‌كن حلقوي آزمايشگاهي، خشك‌كن، مخلوط‌كـن چســب، چسب‌زن، دستگاه بخار زني، پالايشگر الياف

پرس آزمايشگاهي مدل Burkle-L-100  و ساير دستگاهها و تجهيزات برش.

 

3ـ گروه تحقيقات شيمي چوب و خمير كاغذسازي

اين گروه در زمينه تحقيقات بنيادي، كاربردي و توسعه‌اي فعال مي‌باشد و مانند ساير گروههاي تحقيقاتي در راه گسترش فعاليت‌هاي تحقيقاتي، تكميل اطلاعات در زمينة مصرف مواد چوبي و غيرچوبي در توليد كاغذ و محصولات كاغذي كشور گام بر مي‌دارد. در آزمايشگاه تحقيقات شيمي چوب آزمايشات مربوط به اندازه‌گيري تركيبات شيميايي چوب نظير اندازه‌گيري سلولز، ليگنين، مواد استخراجي و خاكستر انجام مي‌شود. در آزمايشگاه تحقيقات خمير و كاغذسازي توليد خمير كاغذ با استفاده از روشهاي شيميايي ( سودا و كرافت)، نيمه شيميايي و حرارتي مكانيكي بر روي چوب و مواد ليگنوسلولزي غيرچوبي انجام مي‌شود. آزمايشگاههاي اين گروه مجهز به دستگاههاي مختلف بشرح زير مي‌باشد:

آزمايشگاه تحقيقات گروه تحقيقات شيمي و خمير كاغذ

ديگ پخت چرخشي مجهز به چهار محفظه، ديگ پخت 10 ليتري، جداكننده ديسكي الياف، دستگاه اندازه‌گيري درجه رواني خميركاغذ، كوبنده پي اف آي به منظور پالايش خمير كاغذ، دستگاه ساخت كاغذ دست ساز، دستگاه پرس كاغذ دست ساز، دستگاه خشك كن ورق كاغذ دست ساز، دستگاه نيمه صنعتي (پايلوت) توليد خمير مكانيكي و نيمه مكانيكي، دستگاه هم‌زن‌ الياف و غيره.

 

4- گروه تحقيقات حفاظت و اصلاح چوب

گروه تحقيقات حفاظت و اصلاح چوب دست اندركار يكي از مقوله‌هاي خيلي مهم و با اهميت بررسي وضعيت دوام چوب، استفاده بهينه از چوب و محصولات چوبي و ليگنوسلولزي است. مواد ليگنوسلولزي در معرض تخريب عوامل بيولوژيك و زنده بوده و استفاده نامناسب بر شدت آن مي‌افزايد.
- اين گروه تحقيقاتي با در اختيار داشتن يك دستگاه كوره چوب خشك كني نيمه صنعتي در حال بررسي و تدوين برنامه‌هاي چوب خشك كني چوبهاي صنعتي ايران مي‌باشد.
- اين گروه تحقيقاتي همچنين يك دستگاه نيمه صنعتي اشباع چوب طراحي و ساخته است كه با استفاده از آن به منظور بالا بردن عمر مفيد تراورسهاي چوبي مورد نياز راه آهن، تيرهاي ارتباطي و ساير مصنوعات چوبي، اشباع‌پذيري چوب‌هاي مختلف با مواد حفاظتي متفاوت و روشهاي مختلف را مورد بررسي و آزمايش قرار مي‌دهد

آزمايشگاه چوب خشك كني و حفاظت چوب
 

انتشارات

نتايج تحقيقات اين بخش به صورت كتاب و مقالات علمي چاپ و منتشر مي‌گردد به علاوه در سالهاي اخير بخش، پايه‌گذار انتشار يك نشريه علمي و تخصصي تحت عنوان “ تحقيقات علوم چوب و كاغذ ايران “ كه داراي درجه علمي-پژوهشي مي‌باشد و نتايج طرحهاي تحقيقاتي بخش در آن به چاپ مي‌رسد.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 13:0  توسط مجید  | 

انواع MDF با خواص ويژه



 

به طور كلي مي توان تخته فيبرهاي نيمه سنگين را از نظر خواص و ويژگي هاي آنها  در دو گروه ،تخته فيبر نيمه سنگين با خواص معمولي  و يا خواص ويژه  طبقه بندي كرد:
تخته هاي صنعتي خاص داراي ويژگي هايي علاوه بر مشخصات معمول MDF هستند كه با اعمال تغييرات در پروسه توليد، با استفاده از چسب هاي مختلف يا مواد افزودني گوناگون توليد مي شوند. بعضي از انواع MDF هاي خاص و موارد استفاده آنها به شرح زير هستند:

1. MDF نازك (Thin MDF)

 

اين تخته ها به كلاسهاي خيلي نازك mm8/1 تا mm 5/2 ، و از 5/2 تا 6 ميلي مترو 4 تا 6 ميلي متر تقسيم مي شوند(استاندارد EN-622-5 ) كه در كاربردهاي مختلف مورد استفاده قرار ميگيرند.
از موارد كاربرد عمومي MDF هاي نازك، كف كشوها، پشت كابينت ها، رويه درها و ... مي باشد. تمام روسازي قابل انجام روي MDF معمولي روي  MDF نازك نيز اجرا ميشود.
از ساير موارد كاربرد MDFهاي نازك عبارتند از:
ديوار كوب ها، پوشش هاي سقف، غرفه هاي نمايشگاهي، صنايع اتومبيل سازي، رويه لاستيك زاپاس(يدك) پشت صندلي، رويه در، توليد تخته هاي انحناءدار و ... مي باشد.

2. MDF ضخيم(Thick MDF)

 

MDF هاي ضخيم طبق استاندارد EN-622-5  به كلاسهاي 45-30 ميلي متر و 60-45 ميلي متر تقسيم شده اند و جهت ساخت سازه هاي معماري، ستونها، پايه هاي ميز ، طاقها، رويه كاري(كابينت)، كف نيمكت و كلا" مواردي كه صفحات ضخيم و بزرگ با خواص ماشين كاري (خصوصا" عميق) مسطح و با سطوح صاف نياز است ، استفاده مي شوند.

3. MDF با فرمالدئيد كم (Low Formaldehyde MDF-E1)

 

 مقدار انتشار فرمالدئيد ازMDF معمولي بسته به نوع چسب ومقدار آن كمي متفاوت است. انتشار فرمالدئيد MDF نبايد بيشتر ازgr100/mg30 باشد(كلاسE2 طبق استانداردEN-622-1) اين كلاس MDF قابل كاربرد در بسياري از كاربردهاي مبلمان و داخل خانه مي باشد ولي تهويه مناسب در محل استقرار آنها نيز بايد وجود داشته باشد تا فرمالدئيد را از محيط خارج سازد.
اما در بعضي موارد لازم است كه MDFبا فرمالدئيد كمتر يعني با حداكثر انتشار فرمالدئيد gr100/mg9 (استاندارد EN-622-1) استفاده شود.  اكنون دربازار، MDF- E1 بعنوان MDF استاندارد معمولي درآمده است. MDFهاي با فرمالدئيدهاي كمتر و حتي بدون فرمالدئيد هم در صورت سفارش مشتري قابل توليد مي باشد.
MDF با فرمالدئيد كم در مكانهايي كه تهويه به خوبي انجام نميشود ، مرطوب و گرم است و يا ساكنين آن احتياجات و درخواستهاي خاص دارند مثل مدرسه ها، بيمارستانها و... استفاده مي شود. همچنين در موزه ها و محل هاي نمايش نيز از MDF كم فرمالدئيد جهت كاستن از خوردگي فلزات استفاده مي كنند.

 

4. MDF مقاوم در برابر رطوبت(MDF.H،  (MOISTURE RESISTANT MDF: MDF.HLS

 

توليد MDF با خاصيت مقاوم در برابر رطوبت بيشتر براي مصارف در رطوبت نسبي محيط حداكثر 80% با بهبود چسب اوره فرمالدئيد معمولي مورد استفاده در توليد MDF يا استفاده از يك چسب ضد رطوبت جايگزين امكان پذير است. تمام خصوصيات مثبت MDF معمولي در اين نوع تخته ها به اضافه استحكام طولاني تر و تغيير ابعاد كمتر در اثر رطوبت موجود است.
طبق استاندارد  EN-622-5  دو نوع كلاس براي اينگونه تخته ها وجود دارد. يكي MDF.H براي استفاده هاي عمومي در محيط مرطوب و ديگري MDF.HLS كه براي استفاده اوراق متحمل بار در محيط مرطوب مي باشد. موارد استفاده MDF مقاوم در برابر رطوبت عبارتند از:
مبلمان حمام و دستشويي، كابينت دور ظرفشويي، كف پوشها، پنجره ها، پله ها ، پروفيلهاي خاص و...

 

5. MDF مقاوم در برابر حشرات و قارچها

 

اين نوع MDF ها كه بيشترين استفاده آنها در توليد بعضي از كفپوشها مي باشد داراي مواد ضد حشرات (حشره كش و قارچ كشي) مي باشد كه باعث مي شود از حمله آفات در امان باشد و دوام بيشتري داشته باشد.

 

6. MDF مقاوم در برابر آتش (Flame Retardant MDF)

 

براي اين منظور مي توان MDFها را با پوشش هاي ضد آتش پوشاند يا مواد و نمك هاي خاص ضد آتش تيمار كرد. ولي بهترين راه اضافه كردن مواد ضد آتش در حين پروسه توليد است. موارد مصرف اين نوع تخته ها بعنوان مثال: پوشش ديوارها، پارتيشن ها، قفسه فروشگاههاو...مي باشد.

 

7. MDF با وزن مخصوص بالا(High Density Fiberboard)

 

MDF   هاي استاندارد معمولي با ضخامتهاي 19-12 ميلي متر معمولا" داراي دانسيته kg/m 800-650 هستند. دانسيته هاي بالاتر يعني بالاي 800 نيز توليد و عرضه مي شود.
در واقع با اضافه كردن فيبر، چسب و فشار در حين پروسه توليد اوراق سنگين تر توليد مي شود ، افزايش دانسيته قابليت هاي ماشين كاري و سطح سازي (رنگ، روكش و...) را افزايش ميدهد و نيز خصوصيات مكانيكي و فيزيكي MDF نيز بهبود مي يابد.
از موارد استفاده اين نوع MDF هاي سنگين (HDF) عبارتند از:
كف پوشها، پله ها، قفسه هاي صنعتي، ميز كار و...

 

8. MDF با وزن مخصوص پائين(Low Density Fiberboard)

 

LDF با وزن مخصوص kg/m  650-550 و ULDF با وزن مخصوص زير kg/m  550، جهت استفاده در مواردي كه وزن كمتر مورد نياز است و نيازي به استحكام بالا وجود ندارد يا در مواردي كه خواص عايق صدا بودن مورد نياز باشد توليد و عرضه مي شود. اين MDF ها جهت ساخت پروفيلهاي تزئيني معماري، ساخت غرفه هاي نمايشگاهي و كلا" مواردي كه جابجايي با دست مورد نياز است و نيز حمل و نقل و ابزار خوري سريع مورد نياز است، كاربرد دارد.

 

9. MDF با روكش هاي تزئيني (Decorative surfaced MDF)

 

مهمتـرين و غيـر قـابـل تفكيك ترين كاربرد يا آماده سازي MDF جهت كاربرد نهايي، روسازي آن و خصـوصـا" روكش كردن آن مي باشد. انجـام عمليـات روكـش كردن MDF  امـروزه جـزء خدمات ضروري توليدكنندگان MDF به خريداران مي باشد بطوريكه معمولا" اكثر كارخانجات بزرگ توليد MDF داراي خطوط روكشي هم هستند.
انواع روكش ها شامل روكش هاي چوبي (گونه هاي مختلف)، كاغذي، ملامينه، PVC و... ميشوند.

 

10. MDFهاي قالب گيري شده

 

 در اين روش تخته MDF به شكل خاصي كه در پرس به آن داده مي شود توليد مي شوند مانند رويه درهاي طرح دار و حالت دار، يك تكه MDF يا در كابينت و كشو و پنجره و... .
اين محصولات را مي توان به راحتي روكش نمود(پرس ممبران) و عرضه بازار مصرف كرد. اخيراً واردات اين رويه درها به ايران در حال رونق گرفتن است.

 

11. MDF هاي قابل انعطاف

 

بوسيله يك پيش تيمار شيميايي روي MDF با تركيبات الكالين، مي توان به آن خواص پلاستيك (موقتي) و قابليت انعطاف و شكل پذيري را داد.


+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 12:58  توسط مجید  | 

ساخت کاغذ

روش ساخت کاغذ
 با اين همه، از كاغذ براي بسته‌بندي، آرايش دروني ساختمان، صافي‌هاي صنعتي و پژوهشي و كارهاي ديگر نيز بهره مي‌گيرند. چيني‌ها نخستين مردماني بودند كه بيش از 2 هزار سال پيش كاغذهايي مانند كاغذهاي امروزي ساختند. ايرانيان مسلمان شيوه‌ي ساختن كاغذ را از چيني‌ها آموختند و آن را بهبود بخشيدند. شهر سمرقند براي سال‌ها بزرگ‌ترين مركز ساختن و خريد و فروش كاغذ بود. سپس، در شهرهاي ديگر، از جمله بغداد، دمشق، قاهره، مغرب، جزيره‌ي سيسيل و شهرهاي مسلمان‌ نشين اسپانيا، كارخانه‌هاي كاغذسازي به راه افتاد .

نوشتن پيش از كاغذ

پيش از ساختن كاغذ، مردمان باستان براي ماندگار كردن نظرهاي خود از كنده‌كاري روي سنگ و چوب و لوح‌هاي گلي بهره مي‌گرفتند. سومري‌ها از هزاره‌ي چهارم پيش از ميلاد بر لوح‌هاي گلي مي‌نوشتند. بابلي‌ها اين روش را از سومري‌ها آموخته و كتاب‌خانه‌ي بزرگي از لوح‌هاي گلي درست كرده‌ بودند. آن‌ها گل را به صورت ورقه‌اي كلفت در مي‌آوردند و پيش از آن كه خشك شود، دانسته‌هاي خود را به خط ميخي روي آن كنده‌كاري مي‌كردند. سپس، آن را در آفتاب خشك مي‌كردند يا در كوره‌‌هاي سفال‌پزي، مي‌پختند. از اين لوح‌هاي گلي پخته، شمار زيادي از ويرانه‌هاي شهرهاي باستاني ميان‌رودان، به‌ويژه بابل، به دست آمده است. نوشتن روي ورقه‌هاي مسي، برونزي و گاهي طلا نيز انجام مي‌شد كه لوح‌هاي زرين دوره‌ي هخامنشي‌ها از نمونه‌هاي آن‌هاست.

دست‌كم از هزاره‌ي دوم پيش از ميلاد، آدميان آموختند كه مي‌توانند از پوست جانوران كاغذ چرمي(پارشمن) بسازند. ايرانيان روي پوست گاو، گاوميش و گوسفند و رومي‌ها بر پوست خر وحشي مي‌نوشتند. پوست‌ها پس از دباغي و صيقل‌كاري به اندازه‌ي نازك و نرم از كار در‌ مي‌آمدند كه در زيبايي و نيكويي شاهكار به شمار مي‌آمدند. پارشمن ايراني ويژگي‌هاي بهتري داشت. براي نمونه، ايرانيان براي از بين بردن بوي ناخوشايند چرم، در روند ساختن پارشمن، به آن گلاب مي‌افزودند.  اوستا را نخستين‌بار روي 12 هزار پوست گاو نوشته بودند. عرب‌ها نيز روي پوست مي‌نوشتند، اما چون گران بود، تنها براي نوشتن چيزهاي بسيار مهم، مانند قرآن و قراردادها و پيمان‌نامه‌ها از آن بهره مي‌گرفتند. آن‌ها نوشته‌هاي خود را بيش‌تر بر استخوان شانه‌ي شتر يا سنگ‌هاي نازك سفيد يا شاخه‌هاي پوست كنده‌ي درخت خرما مي‌نوشتند.

مصريان باستان از نزديك 2 هزار سال پيش از ميلاد ، از گياه پاپيروس، كه گونه‌اي از ني است، كاغذي مي‌ساختند كه به همان نام پاپيروس شناخته ‌شد و امروزه به صورت واژه‌ي Paper در زبان انگليسي ماندگار شده است. مصري‌ها ساقه‌هاي پاپيروس را به صورت نوارهاي باريكي مي‌بريدند و آن‌ها را به گونه‌اي كنار هم مي‌گذاشتند كه مانند رشته‌هاي پارچه در هم فرو مي‌رفتند. سپس، پاپيروس را در آفتاب خشك مي‌كردند. به‌زودي، پاپيروس در تمدن‌هاي ديگر، از جمله يونان، روم و ايران، نيز به كار گرفته شد، اما چون آن گياه در همه‌جا نمي‌روييد، كاغذ پاپيروس به فراواني در دست نبود. البته، به نظر مي‌رسد پاپيروس به دليل ديگري در ايران چندان به كار نمي‌رفت، چرا كه ابن‌عبدوس جهشياري از بيان ابوجعفر منصور، خليفه‌ي عباسي، نوشته است كه:" ايرانيان حق داشتند كه جز بر پوست كلفت و نازك بر چيز ديگري نمي‌نوشتند و مي‌گفتند كه ما جز بر آن‌چه در سرزمين ما فراهم مي‌شود بر چيز ديگري نمي‌نويسيم."

مردم هندوستان روي برگ و پوست برخي درختان مي‌نوشتند. ابوريحان بيروني در اين‌باره نوشته است كه مردم بخش‌هاي جنوبي هند برگ‌هاي درختي به نام تاري را، كه مانند درخت نخل و نارگيل است، به هم مي‌چسباندند و روي آن‌ها مي‌نوشتد و سپس آن برگ‌ها را با نخ به هم مي‌چسباندند. شايد به همين دليل باشد كه امروزه به صفحه‌هاي كتاب يا دفتر، برگ مي‌گويند. در سرزمين‌هاي شمالي هند پوست درخت توز را صيقل مي‌دادند و روي آن مي‌نوشتند. سپس برگه‌هاي نوشته شده را شماره مي‌گذاردند و در پارچه‌اي مي‌پيچيدند و نگهداري مي‌كردند. نامه‌اي كه پادشاه هند به انوشيروان نوشته بود و مسعودي در مروج‌الذهب به آن اشاره كرده است، بر پوست درخت بوده است. ايرانيان نيز برخي از نوشته‌هاي خود را بر توز، يعني پوست گياه خدنگ، مي‌نوشتند. ابن‌نديم از بيان ابومشعر بلخي نوشته است كه:" ايرانيان براي آن‌كه نوشته‌هايشان پايدار بماند روي توز مي‌نوشتند كه از درخت خدنگ به دست مي‌آمد و خدنگ همان گياهي است كه چوب محكم دارد و از چوب آن تير براي كمان مي‌سازند." به نظر مي‌رسد رومي‌ها نيز بخشي از نوشته‌هاي خود را روي پوست درختان ماندگار مي‌كردند. چرا كه واژه‌ي لاتين Liber ، به معناي پوست دروني درخت، براي كتاب به كار مي‌رفت. اكنون نيز به جايي كه كتاب‌ها در آن نگهداري مي‌شود، Library ، يعني كتاب‌خانه، مي‌گويند.

از كاغذ چيني تا كاغذ ايراني

چيني‌هاي باستان نخست روي پارچه‌ي ابريشم مي‌نوشتند، اما از نزديك 150 سال پيش از ميلاد، آموختند كه مي‌توانند پوست درخت توت را خرد كنند، به صورت خمير درآورند و از آن كاغذ بسازند. آن‌ها به كاغذهاي خود ساقه‌هاي كتان و رشته‌هاي تور ماهي‌گيري كهنه نيز مي‌افزودند تا محكم‌تر شود. هر چند گياهان در بيش‌تر جاها يافت مي‌شدند، اما چيني‌ها شيوه‌ي ساختن كاغذ را به صورت راز نگه داشته بودند. اين راز زماني فاش شد كه عرب‌هاي مسلمان در سال 133 هجري/751 ميلادي، اسيراني را از چين با خود به سمرقند، از بزرگ‌ترين و شناخته‌شده‌ترين شهرهاي ديرين ايران، آوردند. از جمله‌ي اسيراني كه صالح‌بن‌زياد از چين با خود به سمرقند آورد، كساني بودند كه در كار ساختن كاغذ مهارت داشتند. ايرانيان مسلمان شيوه‌ي ساختن كاغذ را از آنان ياد گرفتند و آن را بهبود بخشيدند و به‌زودي سمرقند بزرگ‌ترين مركز خريد و فروش كاغذ در جهان شد.

ايرانيان مسلمان براي ساختن كاغذ از پنبه و كتان و ديگر مواد گياهي نيز بهره گرفتند و گونه‌هايي از كاغذهاي نازك، كلفت، شفاف و بادوام ساختند. كاغذ ايراني را تا نزديك يك قرن از سمرقند و خراسان به جاي‌جاي سرزمين‌هاي اسلامي مي‌بردند. سرانجام پس از نزديك يك سده، به سال 794 ميلادي، به فرمان فضل‌بن‌يحيي برمكي ، وزير هوشمند ايراني، نخستين كارخانه‌ي كاغذسازي را در بغداد بر پا كردند. سپس، جعفربن‌يحيي‌برمكي فرمان داد كه در ديوان‌ها به جاي پوست از كاغذ بهره گيرند. به اين ترتيب، بهره‌گيري از كاغذ به جاي پاپيروس در جاي‌جاي سرزمين‌هاي اسلامي رونق گرفت و كارخانه‌هاي زيادي در شهرهاي سوريه، فلسطين، مصر، تونس، مراكش و مغرب ساخته شد.

با اين كه، كارخانه‌هاي كاغذسازي در جاي‌جاي سرزمين‌هاي اسلامي ساخته شد، كاغذ ايراني همچنان بهترين كاغذ به شمار مي‌رفت و بارها در كتاب‌هاي تاريخي از كاغذ سمرقندي و خراساني سخن گفته شده است. براي نمونه، ابن‌نديم از شش گونه كاغذ، كه در روزگار او رواج داشته، سخن گفته است: "كاغذ خراساني را از كتان مي‌ساختند و به قولي ساختن آن از زمان بني‌اميه معمول شد و به قولي در عهد بني‌عباس. برخي مي‌گويند كه ساختن آن قديمي است و برخي آن را چيزي جديد مي‌دانند. مي‌گويند برخي از هنرمنداني كه از چين به خراسان رفته بودند، آن را بر اساس كاغذ چيني ساختند و اما گونه‌هاي آن عبارت‌اند از سليماني، طلحي، نوحي، فرعوني، جعفري و طاهري."

نام‌هايي كه ابن‌نديم بر مي‌شمارد، نام كاغذسازان ماهر يا فرمان‌وراياني است كه به ساختن كارخانه‌هاي كاغذسازي فرمان دادند كه بيش‌تر آن‌ها ايراني هستند. كاغذ جعفري منسوب است به جعفر برمكي، كاغذ طاهري به طاهر دوم از فرمان‌روايان خراسان(دودمان طاهري)، كاغذ نوحي به‌ نوح ساماني، از فرمان‌روايان ساماني، كاغذ طلحي به طلحه‌بن طاهر( از طاهريان)، كاغذ سليماني به سليمان راشد، فرمان‌رواي خراسان در زمان هارون‌الرشيد، كاغذ جعفري به جعفر برمكي و كاغذ فرعوني، كه با بهترين پاپيروس مصري رقابت مي‌كرده است و به نظر مي‌رسد به همين دليل به نام فرعوني شناخته شده است، اما سازنده‌ي آن مشخص نيست. از ديگر كاغذهاي شناخته شده‌ي آن زمان مي‌توان كاغذ جيهاني، ماموني و منصوري را نام برد. كاغذ جيهاني به شهر جيهان در خراسان بزرگ، كاغذ ماموني به مامون عباسي و كاغذ منصوري به ابوالفضل منصور‌بن‌نصربن‌عبدالرحيم از مردمان سمرقند، منسوب است.

شواهدي وجود دارد كه در جاي‌جاي سرزمين‌هاي اسلامي شيوه‌ي كاغذسازي ايرانيان را در پيش مي‌گرفتند. براي نمونه، سمعاني در كتاب الانساب خود درباره‌ي كاغذ منصوري نوشته است: " از كساني كه به نسبت كاغذي شهرت كرده‌اند، يكي هم ابوالفضل‌منصوربن‌نصربن‌عبدالرحيم كاغذي است از مردم سمرقند كه به سال 423 هجري در سمرقند وفات يافت. كاغذ منصوري در تمام سرزمين ‌ه اي اسلامي شناخته شده است و شيوه‌ي ساختن آن را تقليد مي‌كنند." با اين همه، شواهدي نيز در دست است كه در ديگر سرزمين‌هاي اسلامي نيز در شيوه‌ي ساختن كاغذ پيشرفت‌هايي رخ داده بود. چنان‌كه ناصر خسرو، كه در سال 438 هجري/1047 ميلادي از شهر طرابلس ديدن كرده بود، درباره‌ي كاغذي كه در آن‌جا ساخته مي‌شده است مي‌گويد كه:" در نكويي و زيبايي مثل كاغذ سمرقند بلكه بهتر از آن است."

ايرانيان مسلمان در كار بهبود ساختن كاغذ به نوآوري‌هاي جالبي دست پيدا كرده بودند كه به چند مورد اشاره مي‌شود:

1. آهار زدن به كاغذ: ايرانيان كه در كار ساختن كاغذ پوستي(پارشمن) تجربه‌هاي زيادي داشتند كوشيدند آن تجربه‌ها را در ساختن كاغذ جديد نيز به كار گيرند. از اين رو، به كاغذ نشاسته‌ي گندم مي‌زدند كه سطح كاغذ را براي نوشتن با جوهر مناسب‌تر مي‌كرد.

2. بهره‌گيري از آب‌دنگ: اين دستگاه كوبه‌اي پتك‌مانند بود كه با چرخاب به جنبش در مي‌آمد و از آن براي خرد كردن تكه‌هاي بزرگ چوب بهره مي‌گرفتند. به گفته‌ي ابوريحان بيروني، در سمرقند از پتك‌هايي استفاده مي‌شد كه با نيروي آب به كار مي‌افتادند.

3.بهره‌گيري از قالب خيزران. نوارهايي از چوپ خيزران را مانند حصير به هم مي‌بافتند و برگه‌هاي كاغذ خيس را  براي آبكشي روي آن مي‌گذاشتند و پس از اين كه آب آن گرفته شد در حالي كه ورقه هنوز مرطوب بود، آن را برمي‌داشتند. اين كار به سازنده‌ي كاغذ امكان مي‌داد به طور پياپي ورقه‌هاي كاغذ را روي همان يك قالب آبكشي كند. پيش از آن، ورقه‌ي كاغذ را روي پارچه‌ي درشت‌بافي پهن مي‌كردند، اما تا زمان خشك شدن ورقه‌ي كاغذ، نمي‌توانستند آن را از روي پارچه بردارند.

4. بهبود كاغذ و بازيافت آن. افزودن موادي مانند بذرك، پنبه و كهنه پاره‌هاي كتان به تركيب كاغذ و هم‌چنين بهره‌گيري از خرده پاره‌هاي كاغذ و پارچه‌هاي كهنه كه در بهبود كاغذ سودمند بود و شيوه‌اي از بازيافت نيز بود.

5. كاغذ رنگي. در برخي دست‌نوشته‌هاي نويسندگان مسلمان دستورهايي براي ساختن كاغذ به رنگ‌هاي قرمز، سبز، آبي، صورتي، زرد، پيازي و ارغواني وجود دارد و حتي نوشته شده است كه چگونه مي‌توان كاري كرد كه برگه‌هاي كاغذ كهنه و ديرين به نظر برسند.

كاغذ در اروپا

كاغذسازي از شمال آفريقا به سرزمين‌هاي مسلمان نشين اروپا، يعني جزيره‌ي سيسيل(صقليه) در ايتاليا و شهرهاي شاطبه و قرطبه در اسپانيا(اندلس) راه يافت و در سال 1276 ميلادي در ايتاليا و اسپانيا به فراواني به كار مي‌رفت. نخستين‌بار زايران مسيحي كه از زيارت‌گاهي در اسپانيا بازمي‌گشتند، چند تكه كاغذ ساخت مسلمانان را با خود به مركز اروپا بردند. پيش از آن، اروپايي‌ها از كاغذ پوستي و پاپيروس براي نوشتن بهره مي‌گرفتند. اما كاغذ مسلمانان بر آن دو ماده‌ي نوشتني برتري داشت. از اين رو، بازرگاني نورنبرگي در سال 1390 ميلادي نخستين كارخانه‌ي كاغذسازي را در آلمان بر پا كرد و در اين كار از كاغذسازان ايتاليايي بهره گرفت كه خود آن‌ها از شاگردان مسلمانان بودند. نخستين كارخانه‌ي كاغذسازي انگلستان نيز در سال 1490 كار خود را آغاز كرد كه البته چيزي نبود جز يك آسياب آبي از كار افتاده كه براي خرد كردن چوب به كار گرفته شد.

كاغذسازي آرام‌آرام در اروپا گسترش يافت، اما تا سده‌ي نوزدهم ميلادي ، مانند سرزمين‌هاي اسلامي، به صورت دستي انجام مي‌شد. كاغذسازان قالبي بزرگ و پهن داشتند كه شبكه‌اي توري مانند از سيم‌هاي نازك به هم بافته شده داشت. قالب را در ظرف بزرگي فرو مي‌بردند كه داراي خميري آبكي از چوب خرد شده‌ي درخت بود. سپس قالب را از ظرف بيرون مي‌آوردند، در حالي كه سطح آن را لايه‌ي نازكي از خمير چوب پوشانده بود. آن‌گاه قالب را چنان به راست و چپ و عقب و جلو تكان مي‌دادند تا لايه‌ي يك‌دست و همواري از خمير چوب به وجود آيد و آب آن نيز بيرون رود. برگه‌ي خيس كاغذ را روي پارچه‌ي پشمي مي‌گذاشتند و پارچه‌ي ديگري را روي آن برگه‌ي كاغذ مي‌گذاشتند و برگه‌ي كاغذ ديگري را روي آن پارچه دومي مي‌گذاشتند و همين طور برگه‌هاي كاغذي و پشمي را يك‌در ميان روي هم مي‌چيدند. در پايان، بسته‌ي به دست آمده را زير ابزار فشرده كننده مي‌گذاشتند تا آب آن بيرون بيايد. سپس كاغذها را در انباري آويزان مي‌كردند تا خشك شوند. سرانجام، كاغذها را در حمام ژلاتين فرو مي‌بردند و بار ديگر خشك مي‌كردند تا آب زيادي را به خود نگيرند.

در سال 1798 ميلادي، لوئيس رابرت فرانسوي دستگاه كاغذساز را اختراع كرد كه بسيار ساده بود و قالب كاغذسازي آن چيزي مانند نوار نقاله بود كه آن را با دست مي‌چرخاندند و در نتيجه كاغذسازي را به طور پيوسته انجام مي‌دادند. در سال 1804، هنري و سيلي فوردرينير نمونه‌ي بهبود يافته‌اي از آن را در انگلستان ساختند. پس از اين، دستگاه‌هاي ديگري ساخته شد كه در كار آماده‌سازي خمير كاغذ بسيار كارآمد بودند. سرانجام در سال‌هاي پاياني سده‌ي نوزدهم ميلادي، دستگاهي ساخته شد كه همه‌ي مرحله‌هاي آماده‌سازي خمير تا ساختن برگه‌هاي كاغذ را انجام مي‌دهد. نمونه‌هاي امروزي اين دستگاه‌هاي خودكار نزديك 100 متر داراز و 4 متر پهنا دارند و كاغذ را به صورت طاقه‌هاي استوانه‌اي بزرگي مي‌سازند كه ممكن است بيش از 20 تن وزن داشته باشند.

ساختن كاغذ

تكه‌اي كاغذ برداريد. آن را از ميان پاره كنيد و با دقت به لبه‌ي پارگي نگاه كنيد. در لبه‌ي پارگي، رشته‌هاي نازك و مو مانندي را مي‌بينيد كه همانند رشته‌هاي پشمي نمد، در هم تنيده‌اند. اين رشته‌‌ها از مولكول‌هايي به نام س لو ل ز ساخته شده‌اند. سلولز مولكولي نخ مانند و دراز است كه پيكر گياهان را مي‌سازد. هر يك از رشته‌هايي را كه درلبه‌ي پارگي كاغذ مي‌بينيد، از هزاران مولكول سلولز درست شده‌ كه مانند رشته‌هاي طناب به دور هم پيچيده‌اند. چوب درختان مقدار زيادي سلولز دارند. از اين رو، كاغذ را از چوب آن‌ها مي‌سازند.

براي ساختن كاغذ، درختان را مي‌برند و به كمك دستگاه‌‌هاي ويژه‌اي، تنه‌ي آن‌ها را ريز ريز مي‌كنند. سپس، تكه‌هاي كوچك چوب را با مواد شيميايي(از جمله سود، سولفات يا سولفيت) و مقدار زيادي آب داغ، مخلوط مي‌كنند. به اين ترتيب، خميري از رشته‌هاي سلولزي به دست مي‌آيد. آن‌گاه، خمير را روي يك توري فلزي مي‌ريزند تا آب اضافي خود را از دست بدهد. سپس خمير از لابه‌لاي چند غلطك مي‌‌گذرد و آب خود را بيش‌تر از دست مي‌دهد. پمپ‌هاي مكنده‌ي آب، به اين كار كمك مي‌كنند. سرانجام، خميري كه به صورت ورقه‌ي درازي درآمده است، با گذشتن از لابه‌لاي غلطك‌هاي داغ، كه در دستگاه‌هاي بزرگ بيش از 100 عدد است، خشك مي‌شود و به صورت كاغذ در مي‌آيد. در پايان كار، دستگاهي كه به رايانه ارتباط دارد، كلفتي كاغذ، اندازه‌ي آب و شمار سوراخ‌هاي احتمالي موجود در آن را بررسي مي‌كند. در صورتي كه كلفتي كاغذ در همه‌جا يكسان باشد، اندازه‌ي آب مناسب باشد و تعداد سوراخ‌ها چندان زياد نباشد، كاغذ برش مي‌خورد و به بازار فرستاده مي‌شود.

گاهي با بهره‌گيري از مواد ديگري، كاغذهاي بهتري ساخته مي‌شود. براي مثال، براي اين كه كاغذ سطح صاف‌تري داشته باشد و آب زيادي به خود نگيرد، نشاسته يا رزين به دست آمده از درخت كاج را به آن مي‌افزايند. براي ساختن كاغذهاي بسيار نرم و سفيد نيز كاغذ را از لابه‌لاي غلطك‌هايي مي‌گذرانند كه دماي بيش‌تري دارند و سطح آن كاغذ‌ها را با مخلوطي از خاك چيني و آب مي‌پوشانند. هم‌چنين، براي اين كه كاغذ محكم‌تر شود، به آن پنبه مي‌افزايند. اگر هم بخواهند از كاغذ، دستمال كاغذي درست كنند، به آن نرم‌كننده مي‌افزايند و با كمك مواد شيميايي، ميكروب‌هاي آن را از بين مي‌برند. بنابراين، با بهره‌گيري از مواد گوناگون مي‌توانيم كاغذهاي ويژه، مانند كاغذهاي صافي، كاغذهاي روغني، كاغذهاي خوش‌بو، كاغذ نقاشي، كاغذ خوش‌نويسي، كاغذهاي صنعتي، كاغذ دست‌شويي و گونه‌هاي ديگر، ساخت.

كاغذسازي در ايران امروز

هرچند ايرانيان از پيشگامان ساختن كاغذ بودند، اما پس از اختراع دستگاه كاغذساز در اروپا، انبوهي از كاغذهاي اروپايي به ايران و ديگر سرزمين‌هاي اسلامي وارد شد و بازار كاغذسازان دستي را كه از شاگردان خود پس افتاده بودند، كساد كرد. پس از زمان اندكي، كاغذهاي دستي براي هميشه برچيده شدند و زمان زيادي نگذشت كه حتي خاطره‌ي پيشگامي در كاغذسازي نيز از يادها رفت. پس از چندي، نخستين دستگاه‌هاي كاغذسازي به كشورهاي اسلامي وارد شد و ساختن كاغذ به شيوه‌ي نوين آغاز شد.

نخستين كارخانه‌ي كاغذسازي ايران پيش از جنگ جهاني دوم بنيان‌گذاري شد، اما چندان موفق نبود تا اين كه بيش از 50 سال پيش دستگاه كاغذساز دست دومي به ايران وارد شد و در كرج به كار انداخته شد. كاغذهاي ساخت اين كارخانه نيز نتوانست با كاغذ خارجي رقابت كند و آن كارخانه به‌زودي به‌صورت كارخانه‌ي مقواسازي درآمد. در سال 1326 خورشيدي نيز شركتي با سرمايه‌گذاري حسن‌علي حكمت، دكتر صلح‌دوست، عيسائيان و چند نفر ديگر، در ورامين بنيان‌گذاري شد كه كاغذهاي باطله‌ي ادراه‌ها و سازمان‌ها خوراك آن بود. سپس، در سال 1346 شركتي به نام شركت سهامي كاغذ پارس با سرمايه‌ي اوليه‌ي 550 ميليون ريال در هفت‌تپه بنيان‌گذاري شد و نخستين كارخانه‌ي كاغذسازي ايران در سال 1349 كار خود را آغاز كرد.

در سال 1352، بزرگ‌ترين كارخانه‌ي كاغذسازي ايران به نام مجتمع صنايع چوب و كاغذ ايران(چوكا) با مشاركت وزارت صنايع(60 درصد سهام) وزارت شاورزي و عمران روستايي(40 درصد سهام) در كيلومتر شش جاده‌ي رضوان‌شهر به تالش بنيان‌گذاري شد و در سال 1357 كار خود را آغاز كرد. اوج‌ گيري انقلاب اسلامي و پيروزي مردم ايران بر نظام شاهنشاهي پهلوي به بسته‌شدن بسياري از كارخانه‌ها از جمله همين كارخانه‌ي كاغذسازي انجاميد كه بيش‌تر از سوي خارجي‌ها اداره مي‌شد. از سال 1361 تلاش‌هاي برنامه‌ريزي شده‌اي براي راه اندازي دوباره‌ي توليد كاغذ آغاز شد و با تحويل كارخانه به سازمان صنايع ملي ايران در سال 1364، اين تلاش‌ها به بار نشست و از آن سال است كه اين كارخانه در كار ساختن كاغذ ايراني بسيار پويا و كارآمد شده است.



 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 12:47  توسط مجید  | 

مطالب قدیمی‌تر